اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

تاکسی_اینترنتی_رضا_استادی

تاکسی_اینترنتی_رضا_استادی

      فیلمبرداری فیلمنامه «تاکسی اینترنتی» که در سه اپیزود به نگارش در آمده است طی روزهای آینده آغاز خواهد شد.     به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، با گذشت بیش از یکسال از فعالیت گسترده «تاکسی‌های اینترنتی»، رضا استادی روزنامه‌نگار تصمیم گرفته است که فیلمی سه اپیزودی در این رابطه بساز...

این مرامهِ روزگارهِ

این مرامهِ روزگارهِ

چند خطی درباره «محمد رضا رستمی»   این مرامهِ روزگارهِ               تحریریه روزنامه جام جم ـ سال 1389، نویسنده مطلب در کنار مرحوم محمد رضا رستمی    رضا استادی ـ در شغلی تازه که ربطی به فرهنگ و هنر ندارد اما پاسخگوی همه دغدغه‌های مادی و معنوی یک زندگی متوسط به بالا هست و در ایامی پُرکار، چند ...

آزادی‌های یواشکی و ازدواج سفید، در یک مجموعه داستان

آزادی‌های یواشکی و ازدواج سفید، در یک مجموعه داستان

آزادی‌های یواشکی و ازدواج سفید، در یک مجموعه داستان   «رضا استادی» روزنامه‌نگار و نویسنده، از انتشار جدیدترین اثر خود در قالب یک مجموعه داستان طنز خبر داد.      به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری ـ تحلیلی سینما مثبت به نقل از ایبنا، رضا استادی که خالق دو رمان «بدون تو غیرممکن بود» و «ه...

استادی در «اینجا خانه من است» به خرمشهر پرداخت

استادی در «اینجا خانه من است» به خرمشهر پرداخت

استادی در «اینجا خانه من است» به خرمشهر پرداخت   رضا استادی، رمانی با عنوان «اینجا خانه من است» درباره وضعیت خرمشهر در زمان اشغال نوشت. این کتاب بر شیوه تبلیغات فرهنگی صدام در خرمشهر اشغال شده تمرکز دارد.     رضا استادی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: رمانی با عنوان «اینجا خانه من است» را...

چرا سینما در ایران همچنان مهم است؟

چرا سینما در ایران همچنان مهم است؟

یادداشت رضا استادی در روزنامه قدس امروز     چرا سینما در ایران همچنان مهم است؟     سینما مثبت ـ رضا استادی: بیست و یکم شهریورماه هر سال به نام «روز ملی سینما» نامگذاری شده است. البته چنین مناسبت‌هایی در کشور ما کم نیست و انواع و اقسام روزها از محیط زیست گرفته تا روز معلم و روز کارگر در تقویم و...

«هنر و تجربه» دکان شده است

«هنر و تجربه» دکان شده است

      دربرنامه رادیویی «سینمامعیار» از سوی صاحب امتیاز سینما مثبت مطرح شد:   «هنر و تجربه» دکان شده است     سینما مثبت: محمد حسین فرح بخش، رضا استادی و جبار آذین با حضور در برنامه رادیویی «سینما معیار» به بررسی جنبه‌های مختلف طرح دولتی «سینما معیار» پرداختند. نکته جالب توجه این برنامه که با ...

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

        رضا استادی در گفت و گو با خراسان: رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود   رضا استادی منتقد سینما و تلویزیون معتقد است نفسِ جذب اسپانسر برای ساخت برنامه در صدا و سیما، مشکلی ندارد و این موضوع در دیگر کشورها هم مرسوم است اما نبود الگویی مدون برای بهره‌گیری از این امکان در صدا و ...

یافتن«چشم برزخی» در «دوران تازه» برای شناخت آقایان!

یافتن«چشم برزخی» در «دوران تازه»  برای شناخت آقایان!

        یک یادداشت از رضا استادی، درباره نامه پر از ناسزای بهروز افخمی درباره "کافه سینما" یافتن«چشم برزخی» در «دوران تازه»  برای شناخت آقایان!   پس از انتشار یادداشتی از «بهروز افخمی» در روزنامه هفت صبح درباره سایت کافه سینما، رضا استادی «مدیر مسوول وب سایت سینما مثبت»، این یادداشت را در پاس...

داستان زندگی و ازدواج یک دختر مغرور و زیاده خواه

داستان زندگی و ازدواج یک دختر مغرور و زیاده خواه

        داستان زندگی و ازدواج یک دختر مغرور و زیاده خواه   روزهای تعطیل ابتدای سال فرصت مناسبی است برای خرید و مطالعه کتاب هایی که شاید در طول سال نتوان به آنها پرداخت، پیشنهادهای نوروزی ما تقدیم به آنها که قدر این ایام و البته نعمت یارمهربان را می‌دانند.     رمان «بدون تو غیرممکن بود»، عاش...

تکرار مشکلات «روز رستاخیز» در آخرین ساخته مجیدی

تکرار مشکلات «روز رستاخیز» در آخرین ساخته مجیدی

در میان چهره‌های حاضر در سینما فرهنگ که برای تماشای این اثر آمده بودند، می‌شد کلافگی و خستگی را مشاهده کرد که حتی باعث شده بود برخی در میانه‌های فیلم «چُرت» بزنند. فیلم مجیدی «قهرمان محور» نیست و به همین دلیل تماشای آن برای این مدت طولانی سخت است و جا دارد نسخه‌ای کوتاه‌تر برای بخش بین‌الملل از آن ع...

رفتار تأسف‌برانگیز روابط عمومی جشنواره فجر درباره فیلم محمد (ص)

رفتار تأسف‌برانگیز روابط عمومی جشنواره فجر درباره فیلم محمد (ص)

رضا استادی روزنامه‌نگار سینمایی در یک برنامه رادیویی مطرح کرد:رفتار تأسف‌برانگیز روابط عمومی جشنواره فجر درباره فیلم محمد (ص) «رضا استادی» روزنامه‌نگار و منتقد حوزه سینما، یکشنبه‌شب با حضور در برنامه «دیالوگ» رادیو نمایش، از نحوه برخورد مسئولان جشنواره فیلم فجر با فیلم محمد (ص) به‌شدت انتقاد کرد ...

رمز و راز «جوانروح گونه مُردن»

رمز و راز «جوانروح گونه مُردن»

در مراسم ترحیم او بنری از آقا عظیم در مقابل مجلس خودنمایی می‌کرد که در آن، با پیراهن آستین کوتاه و چهره ای بشاش و صورت سه تیغه پشت دوربین فیلم برداری ایستاده بود                                                                                                                                          ...

آقای سرافراز! اهل‌قلم را فراموش نکنید

آقای سرافراز! اهل‌قلم را فراموش نکنید

وقتی جامعه‌ای صرفاً از فرهیخته بودن قشر نویسنده می‌شنود اما در هیچ برنامه‌ای به‌جز عده‌ای معدود از نویسندگان، شخص دیگری حضور ندارد، چطور می‌توان به شأن و جایگاه نویسنده اهمیت داد؟                                                                                                                        ...

حیِ علی باوارث! حیِ علی سنتر پوینت

حیِ علی باوارث! حیِ علی سنتر پوینت

مگر می‌شود به سفر حج رفت و از کنار فروشگاه‌های اغواکننده ای که قدم به قدم با کلمات و جملات فارسی محبت آمیز خریداران را به داخل فروشگاه دعوت می‌کنند، گذشت یا از سوار شدن بر اتومبیل های مدل بالایی که زائران را به رایگان تا مراکز خرید می‌برند چشم پوشی کرد و در این بازار مکاره چرخی نزد؟!                ...

پاسخي به دوستداران حرفه‌اي رمان

پاسخي به دوستداران حرفه‌اي رمان

معرفی رمان «بدون تو غیرممکن بود» در روزنامه مردم سالاریپاسخي به دوستداران حرفه‌اي رمان   رمان‌هاي فارسي يا به صورتي افراطي دچار سطحي‌نگري هستند و يا آنقدر جدي و رسمي ‌نوشته مي‌شوند که تنها تعداد اندکي از مخاطبان با آن ارتباط برقرار مي‌کند. رضا استادي در دومين رمان خود با نام «بدون تو غيرممکن بود...

«بدون تو غیرممکن بود»، داستانی که شما را از کار و زندگی می اندازد

«بدون تو غیرممکن بود»، داستانی که شما را از کار و زندگی می اندازد

یادداشت یکی از خوانندگان مجله خانواده سبز درباره کتاب «بدون تو غیرممکن بود»، داستانی که شما را از کار و زندگی می اندازد مطالعه خبر انتشار کتاب «بدون تو غیرممکن بود» در شماره 410 مجله خانواده سبز  خرداد ماه، مرا مصمم به تهیه این کتاب کرد. کتابی که نسخه مفصل داستان دنباله دار «ویرانی» است. یعنی همان...

کمی سلیقه لطفا!

کمی سلیقه لطفا!

 کمی سلیقه لطفا!  در ایام ماه مبارک رمضان دو موضوع در قالب «خط خبری» از سوی گروه هنر و رسانه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیگیری شد. موضوع اول «طراحی جلد و کتاب آرایی کتاب های مذهبی و دینی» بود و «بکارگیری هنرهای ایرانی همچون: تذهیب و مینیاتور در طراحی کتاب های مذهبی و دینی» هم موضوع دومی بود که در ق...

انتشار رمان فرزند یکی از همکاران بازنشسته هما

انتشار رمان فرزند یکی از همکاران بازنشسته هما

معرفی رمان «بدون توغیرممکن بود» در نشریه داخلی کانون بازنشستگان هماانتشار رمان فرزند یکی از همکاران بازنشسته هما «رضا استادی» فرزند آقای «وهب استادی» از همکاران بازنشسته خانواده بزرگ هواپیمایی هما در بخش کترینگ، اردیبهشت ماه امسال دومین کتاب خود را به بازار نشر عرضه کرد. این نویسنده جوان در اثر د...

«بدون تو غیرممکن بود» داستانی از جنس سینمای بدنه

«بدون تو غیرممکن بود» داستانی از جنس سینمای بدنه

نگاهی به دومین رمان رضا استادی«بدون تو غیرممکن بود» داستانی از جنس سینمای بدنه قصه فیلم یا همان فیلمنامه جدی ترین مشکل سینمای ایران در طول سال های حیات خود بوده است. تجربه ثابت کرده فیلم هایی که حتی از نظر فنی یا به کارگیری بازیگران شاخص در وضعیت مطلوبی نبوده اند، به صرف بیان یک داستان روان و جذا...

فهرست یواشکی میهمان های قبلی دولت دهم در دست کیست؟

فهرست یواشکی میهمان های قبلی دولت دهم در دست کیست؟

  وقتی امکان رفتن خبرنگاران سینمایی به سفرهای خارجی مطرح می شود، اولین سوال این است که آیا چنین امکانی در دوره های گذشته هم وجود داشته یا صرفا در این دوره ایجاد شده است؟!   در حاشیه تصمیم خوب سازمان سینمایی و اجرای غلط آن فهرست یواشکی مسافران خارجی دولت دهم در دست کیست؟!    اوایل تیرماه امسال ...

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

نسخه‌های هفت رنگ برای سینمای ایران

فرایند نظریه‌پردازی و ایجاد توقع که معمولا با حمله به بدنه سینما همراه است، همواره سبب احتیاط و ترس سینماگران شده و واکنش تدافعی مسوولان را نیز به دنبال دارد. جشنواره فیلم فجر امسال نمونه‌ای از تاثیرگذاری مثبت این نظریه پردازان است که به واسطه آن، جشنواره مجبور به عدم نمایش بسیاری از فیلم‌های بحث برانگیز در این رویداد شد تا بار دیگر جشنواره فجر به «آتش تهیه» حملات علیه سینما تبدیل نشود

نسخه‌های هفت رنگ برای سینمای ایران

رضا استادی (خبرآنلاین) ـ تقریبا هیچ رسانه عمومی همچون: روزنامه، سایت، مجله، خبرگزاری و شبکه تلویزیونی وجود ندارد که نسبت به دو مقوله «سینما و تلویزیون» و «فوتبال» بی‌تفاوت باشد. حتی رسانه‌های به شدت سیاسی نیز در میان صفحات خود، جایی برای طرح این دو مقوله باز می‌کنند. علت توجه به این موارد هم این است که یک رسانه به واسطه پرداختن به چنین مباحثی امکانی برای «دیده شدن» پیدا می‌کند چون سال هاست ثابت شده حتی در این فوتبال کم رمق و سینمای نیمه جان نیز جذابیت‌های فراوانی برای مخاطب عام وجود دارد که در جست‌و‌جوی این جذابیت‌ها ممکن است به آن رسانه خاص هم سر بزند.
با این مقدمه می‌توان پذیرفت که به چه دلیل رویدادی مانند جشنواره فیلم فجر با هجوم رسانه‌های مختلف مواجه می‌شود یا چرا سریالی معروف که از تلویزیون در حال پخش است، با حجم عمده‌ای از مطالب گوناگون مواجه می‌شود اما نکته قابل تامل این است که در سال‌های اخیر به واسطه امکانی که سینما برای دیده شدن در اختیار گروه‌ها، افراد، شخصیت‌ها و... قرار می‌دهد، در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر از یک طرف گروه‌های مختلفی به سراغ داوری فیلم‌های جشنواره از دیدگاه خود می‌روند و از طرف دیگر، فضای جشنواره به عرصه‌ای برای نظریه‌پردازی و یا به قول عده‌ای از دوستان «گفتمان سازی» درباره سینمای ایران تبدیل می‌شود. اتفاقی حیرت آور که امسال با شدت هرچه تمام‌تر صورت گرفت. در بخش اول 35 سازمان، گروه و تشکل به داوری آثار در بخش «تجلی اراده ملی» پرداختند و در بخش دوم، گروهی در عرصه رسانه‌های دیداری و شنیداری و در قالب مصاحبه و میزگرد و برنامه تلویزیونی، به سراغ تحلیل سینمای ایران و تئوری‌پردازی برای آن رفتند. حتی یکی از این گروه‌ها اعلام کرد قصد دارد از طریق داوری فیلم‌های جشنواره فجر، فضای تولید سینما را ساماندهی کند و از سال آینده، دامنه نقد آثار را از «پس از ساخت» به مرحله «پیش از ساخت» گسترش خواهد داد!
 طرح مباحث تئوریک درباره سینما اساسا کار بدی نیست اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که افراد با اندکی دانش و صلاحیت نظریه‌پردازی وارد این عرصه می‌شوند و در ساز و کاری نامناسب، به جای طرح دیدگاه‌های معقول و منطقی تلاش می‌کنند تا توقعات خود را به سینما تحمیل نمایند و از چنین فضایی برای بیشتر «دیده شدن» استفاده کنند.
در شانزده سالی که مشتری دائم جشنواره فیلم فجر هستم، بار‌ها با اظهار نظرهایی از این دست مواجه شده‌ام که «این سینما زیبنده نظام جمهوری اسلامی ایران نیست»، «سینما باید اصلاح شود»، «سینمای ایران باید بازارهای جهانی را فتح کند»، «سینمای ایران باید مباحث ایران در دنیا طرح نماید» و.... گویندگان چنین حرف‌هایی معمولا از دوران معاونت سینمایی عزت الله ضرغامی ـ از سال 1375 ـ تا سیف الله داد، محمد حسن پزشک، محمد رضا جعفری جلوه و جواد شمقدری افراد و گروه‌های خاصی بوده‌اند. برخی از این منتقدان تنها هنگامی که مجالی برای حضور در بدنه قدرت پیدا کردند، موقتا از طرح چنین دیدگاه‌هایی دست کشیدند و با هدف رساندن سینمای ایران به جایگاه واقعی، وارد میدان شدند اما خیلی زود با واقعیت‌های موجود در سینما آشنا شده و از مقطعی به بعد «سکوت» پیشه کردند.
 
نظریه پردازان سینمای ایران معمولا وجوه مشترکی دارند. غالبا با آراء و اندیشه‌های چند نظریه‌پرداز خاص آشنا هستند و در مواقع لزوم آن را از دید خود تفسیر می‌کنند. در مصاحبه‌ها خود را «کار‌شناس سینمایی و فرهنگی» معرفی کرده و از به کار بردن لفظ «منتقد سینمایی» خودداری می‌کنند و به کارگیری این واژه را کسرشان خود می‌دانند زیرا معقتدند سینما هدف نیست و یک وسیله است و اظهارنظرهای آن‌ها باید معطوف به کلیت فرهنگی باشد تا به واسطه اصلاح امور، سینما نیز اصلاح شود.
این دوستان گرامی و عزیز آرشیوی گزینش شده از سینمای جهان را در خانه و یا یک هارد اکسترنال دارند. فیلم‌های آن‌ها آثاری هچمون: نابودگر، گلادیاتور، 300، آواتار، مجموعه فیلم‌ها رمبو، بدون دخترم هرگز، لارنس عربستان، نجات سرباز رایان، آرگو و آثاری از این دست است که در آن، سینمای غرب فرهنگ‌های دیگر و به خصوص جوامع اسلامی را مورد هجوم قرار داده است. برای آن‌ها همیشه این سوال وجود دارد که چرا سینمای ایران ـ با وجود تلاش‌های این تئوری پردازان ـ در چنین جایگاهی قرار نگرفته است؟!
این عزیزان فیلم‌های سینمای ایران را جسته و گریخته دنبال کرده‌اند و نسبت به کلیات این سینما از مسوولان گرفته تا دست اندرکاران و رسانه‌ها نقدهای جدی دارند. از نظر این دوستان تقصیر بخش عمده‌ای از ماجرا همیشه به گردن فیلم سازانی است که با لفظ «شبه روشنفکر» از آن‌ها نام برده می‌شود. فیلم سازانی که به لطف سیستم سختگیرانه اخیر این سال‌های جشنواره، نه جایی برای عرضه فیلم‌هایشان وجود دارد، نه به سهولت می‌توانند فیلم به جشنواره خارجی بفرستند و نه از اکران سهمی دارند و نه اساسا دامنه مخاطبان آثار آن‌ها از اعداد چند هزار نفری تجاوز می‌کند.
 
اغلب داوران بخش «تجلی اراده ملی» نیز روحیه‌ای مشابه با این دوستان نظریه‌پرداز دارند. آن‌ها نمایندگان سازمان‌هایی هستند که اغلب بودجه‌های قابل توجهی برای تولید آثار فرهنگی دارند اما این بودجه‌ها در اغلب موارد یا صرف برگزاری همایش‌ها، نمایش‌ها، سمینار‌ها و... می‌شود و یا اینکه در چهارچوبی کاملا تعریف شده در اختیار تهیه کنندگان مورد اعتماد نهاد‌ها قرار می گیرد.
این دو طیف توقعات عجیبی از سینما دارند اما به چند دلیل افق ترسیم شده از سوی آن‌ها برای سینمای ایران کاملا دست نیافتنی است و معمولا هم طرح دیدگاه‌های آن‌ها و اصرار بر دست یابی به آن، به جز موارد معدود حاصلی ندارد.
 دلیل اول این است که این دوستان سینما را کالایی تصور می‌کنند که می‌توان آن را با تغییر بسته بندی، به شکل دلخواه درآورده و ارائه کرد. آن‌ها نمی‌پذیرند که سینما یک محصول فرهنگی است که اقتضاءهای خاص خود را دارد و بدون شناخت این اقتضا‌ها، تغییر دادن آن ناممکن است.
 دلیل دوم این است که آن‌ها اساسا سینما را با هنرهایی مانند شعر اشتباه می‌گیرند. ممکن است شعر و سرود قالب مناسبی برای عرضه مفاهیم سیاسی باشد اما به محض طرح چنین مواردی در قالب یک اثر نمایشی، با اندک لغرشی کار تبدیل به شعار می‌شود و به ضد خود تبدیل می‌گردد و به همین دلیل باید با صبر و حوصله فراوان به خلق اثری ارزشی در این زمینه پرداخت.
 دلیل سوم نادیده گرفتن ارزش‌های این سینما است که از میان محصولات مختلف آن، ناگهان اثری قابل توجه مانند «تنهای تنهای تن‌ها» خلق می‌شود. هر نوع اثر فاخر و جهانی باید از دل همین سینما بیرون بیاید؛ با همین عوامل و همین آدم‌ها! بنابراین باید برای سینما ارزش و احترام قائل شد نه اینکه صرفا آثار مورد قبول را به عرش برد و آثاری که از دیدگاه‌ها ضعیف است را لگدمال کرد و در ‌‌نهایت برای تعطیلی سینما نسخه صادر کرد.
 دلیل چهارم لزوم احراز صلاحیت این صاحبنظران است. صرف اطلاع از علوم انسانی، فلسفه، منطق، حقوق و... دلیلی بر توانایی برای تئوری‌پردازی در سینما نیست. به‌‌ همان اندازه که اظهار نظردرخصوص بیماری‌های دهان و دندان و یا جاده سازی صلاحیت می‌خواهد، اظهار نظر درباره سینما نیز صلاحیت می‌خواهد و این صلاحیت صرفا با تماشای چند فیلم خارجی، مطالعه تعدادی کتاب تئوری، خواندن چند نقد و... حاصل نمی‌شود بلکه داشتن علم سینما و نیز شناخت شرایط سینمای ایران از مهم‌ترین الزامات این نظریه پردازی‌ها است. یک نظریه‌پرداز باید بداند وقتی درباره عدم ساخت فیلم‌های بزرگ در سینمای ایران صحبت می‌کند، علت این مساله تنبلی فیلم ساز و یا عدم تمایل به ساخت سوژه‌های ضد اسکتباری و قصه‌هایی با حال و هوای میهن پرستانه از سوی فیلم سازان ایرانی نیست بلکه اولین مساله «تامین سرمایه» برای ساخت این فیلم هاست و سرمایه لازم برای ساخت این آثار در دست گروه‌ها و افراد خاصی است که آن‌ها نیز ترجیح می‌دهند این سرمایه را در کانال‌های خاص و به دور از هر نظارتی به جریان بیندازند و سفارش ساخت چنین آثاری را به آدم‌های محدودی بدهند و این آدم‌های محدود نیز الزاما فیلم سازان خوبی نیستند و به همین دلیل، در یک دور باطل با وجود صرف هزینه و سرمایه، اثر خوب ساخته نمی‌شود.
 بنابراین به جای انتقاد از فیلم سازان و متهم کردن آن‌ها به عناد و غرض ورزی، باید به دنبال یافتن پاسخ این سوال بود که چه گروه‌هایی بخش عمده‌ای از سرمایه سینما را در اختیار دارند و حاصل این سرمایه چیست؟ چیزی مانند‌‌ همان 4000 نفری که دکتر احمدی‌نژاد می‌گوید بخش عمده ثروت ایران را در اختیار دارند!
دلیل پنجم این است که فرایند نظریه‌پردازی و ایجاد توقع که معمولا با حمله به بدنه سینما همراه است، همواره سبب احتیاط و ترس سینماگران شده و واکنش تدافعی مسوولان را نیز به دنبال دارد. جشنواره فیلم فجر امسال نمونه‌ای از تاثیرگذاری مثبت این نظریه پردازان است که به واسطه آن، جشنواره مجبور به عدم نمایش بسیاری از فیلم‌های بحث برانگیز در این رویداد شد تا بار دیگر جشنواره فجر به «آتش تهیه» حملات علیه سینما تبدیل نشود. در چنین فضایی که حتی برخی فیلم سازان باقیمانده هم مجبور به اعمال اصلاحات در ساخته‌های خود شدند و از اسم اثر تا پایان بندی را تغییر دادند، واقعا چقدر می‌توان شرایط سینما را شرایطی واقعی دانست که به واسطه آن بتوان به راهگشا بودن این نظریه پردازی‌ها امیدوار بود؟!
 چنین روندی به جز یک موج رسانه‌ای، نتیجه دیگری عاید سینمای ایران نکرده و عجیب نیست نظریه پردازان به جای درس گرفتن از این وضعیت و رسیدن به یک برآورد واقعی، بعد از طرح دیدگاه‌های محتوایی به سراغ دیدگاه‌های فنی بروند و از لزوم تحول در سینما تقلیل هر فیلم از 24 فریم به 18 فریم سخن بگویند!

منتشر شده در: خبرآنلاین

24 بهمن 1391

کد امنیتی
تازه کردن