اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

 

 

 

 

یک یادداشت از رضا استادی، درباره نامه پر از ناسزای بهروز افخمی درباره "کافه سینما"

یافتن«چشم برزخی» در «دوران تازه»  برای شناخت آقایان!

 

پس از انتشار یادداشتی از «بهروز افخمی» در روزنامه هفت صبح درباره سایت کافه سینما، رضا استادی «مدیر مسوول وب سایت سینما مثبت»، این یادداشت را در پاسخ به مطلب بهروز افخمی نوشت. متن یادداشت افخمی را می توانید با کلیک کردن در «اینجا» مطالعه کنید. در ادامه یادداشت رضا استادی پیش روی شما است:

 

 

برای سال هایی طولانی در این مملکت انگار هنرمند بودن رسیدن به مرتبه ای بود که به واسطه آن هنرمند محق بود انواع و اقسام حمایت و امکانات را از دولت دریافت کند. مهم نبود اثر هنری با اقبال مواجه شود یا شکست بخورد بلکه «پول و امکانات» بود که باید به سمت هنرمند عزیز «تزریق» می شد و او هم بی هیچ نظارتی بر این خوان نعمت می نشست و دغدغه های ذهنی خود را در قالبی پُرهزینه ـ یعنی فیلم سینمایی ـ ارائه می داد. چه بسیار هنرمندانی که فیلم هایشان در گیشه شکست خورد و اصلا اکران نشد، با بودجه های دولتی فیلم های پُرهزینه ای ساختند که حتی امکان دوبار نمایش خصوصی نداشت اما همچنان به زندگی خود ادامه دادند و حتی از لحاظ اقتصادی «رشد» هم کردند! در عمر 20 ساله حرفه روزنامه نگاری ام، به خاطر دارم بارها در محضر بزرگان و اساتید هنر و سینما «زانوی ادب» زدم و فرمایش های گهربار آنها در باب «لزوم حمایت دولت از هنرمندان»،«لزوم پرداخت پول بابت خرید آثار هنرمندان»،«لزوم پرداخت پول بابت تبلیغ آثار هنرمندان» و... را به صورت «واو جا ننداز» ثبت و منتشر کردم تا به رسالت مطبوعاتی خود جهت طرح دغدغه های هنرمندان عمل کنم غافل از اینکه پشت پرده خبرهای دیگری است و ما صرفا آلت دست هستیم!!

 

نسل امروز روزنامه نگاری در حوزه فرهنگ با اندکی تاخیر به ابزار «پرسشگری» مجهز شده است. هنرمندان هم دیگر هنگام استفاده از کلمه «باید» کمی احتیاط در پیش می گیرند. آنها می دانند دیگر تاریخ مصرف حرف های خوب و زیبا تمام شده و نمی توان پشت الفاظ پنهان شد و هم پروژه های بزرگ بزرگ گرفت، هم جایزه جشنواره ها را درو کرد، هم تیتر یک روزنامه ها شد و هم اینکه ژست اپوزیسیون و ضددولتی بودن را حفظ کرد. ترکیب رسانه های مستقل و شبکه های مجازی در این زمانه باعث شده تا هرکس فقط بتواند نان بازوی خودش را بخورد. نمی توان دیگر پشت حرف های قشنگ و های و هوی ها پنهان شد و حتی به جرات می توانم بگویم این وضعیت نوعی «چشم برزخی» به همه ما داده که خیلی زود راست و دروغ اهالی هنر را تشخیص می دهیم و به پوچ بودن برخی ادعاها پی می بریم. البته این وضعیت هنوز اول کار است و به زودی وضع از این هم گُل و بلبل تر خواهد شد و کار به جایی خواهد رسید که هنرمند هم مانند دیگر کسبه محترم مجبور باشد برای هر ریال از پولی که از دولت گرفته و با آن فیلمی ضعیف و به درد نخور ساخته پاسخگو باشد. البته به شرطی که پولی در بساط باشد! در این وضعیت نه تنها عیب و ایرادی نیست بلکه حُسن فراوان وجود دارد. هنرمندی که تحت نظارت دائمی رسانه ها باشد، احتمالا برای حفظ آبروی شخصی اش هم که شده فیلم های بهتری می سازد و سعی می کند پول کلانی که از دولت گرفته را صرف فیلم کند نه پس انداز شخصی! زیرا می داند در «دوران تازه»، به همان اندازه که می توان یک شبه به موفقیت و شهرت رسید، ممکن است در همان مدت کوتاه مجبور به سرودن «غزل خداحافظی» و بوسیدن چهار گوشه صحنه و خداحافظی از عرصه حرفه ای شد.

 

بر همین اساس معتقدم نامه نگاری «بهروز افخمی» درباره «کافه سینما»، هرچند در بخش هایی به واسطه وجود کلمات زشت باعث تاسف است اما از این جهت که باعث شده برخی حرف ها بدون رودربایستی مطرح شود، غنیمت است و باید آن را به فال نیک گرفت. این سطح از شفافیت و بی پروایی هرچند در ورزش و سیاست ما وجود دارد اما در عالم هنر و سرآمد همه هنرها یعنی سینما، همچنان تعارف ها و پرده های فراوانی وجود دارد که سبب می شود آدم ها راحت با هم گفت و گو نکنند و خیلی حرف ها در «دل» بماند! چقدر خوب است که حالا باب این بحث و گفت وگوی شفاف باز شده است.

 

 

روزنامه هفت صبح ـ 11 خرداد 1394 

 

 

 

کد امنیتی
تازه کردن