اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

داستان دنباله دار ویرانی «کتاب» شد

در یک لحظه اتفاق می افته، یک عمر ادامه پیدا می کنه. بهش می گن عشق!

«داستان های دنباله دار» همیشه یکی از بخش های پُرطرفدار مجله خانواده سبز بوده است. خوانندگان قدیمی مجله حتما به خاطر دارند در فاصله پاییز سال 1385 تا نیمه دوم آذر سال 1386 داستانی با نام «ویرانی» در مجله منتشر می شد که مخاطبان و طرفداران زیادی داشت و در مدتی کوتاه حتی وبلاگی هم برای آن راه اندازی شد. این داستان که با طرح های زیبای «مهرناز علاء الديني» منتشر می شد، پس از 29 قسمت به پایان رسید اما «رضا استادی» نویسنده آن که از همکاران قدیمی خانواده سبز است؛ با ادامه وقایع داستان، ویرانی را در قالب رمانی با نام «بدون تو غیرممکن بود» تدوین و با اضافه کردن بخش های زیادی به داستان، امسال این داستان را در قالب کتابی دو جلدی در هزار و بیست صفحه به بازار کتاب عرضه کرده است.
این کتاب به گفته مولف آن، «عاشقانه ای اجتماعی» است که برای ارتباط بهتر مخاطب عام، با زبانی ساده و نثری روان و به دور از پیچیدگی های تکنیکی نوشته شده تا مخاطبان عام بتوانند به راحتی از مطالعه آن لذت ببرند. استادی درخصوص انگیزه خود از انتشار این داستان در قالب یک کتاب مستقل گفت: «در زمان انتشار این داستان در مجله، استقبال زیادی از آن صورت گرفت و مخاطبان با ارسال نامه، تلفن، گذاشتن نظر در وبلاگ و... نسبت به شخصیت های این اثر نکات مختلفی را مطرح کردند. با توجه به محدودیت انتشار داستان در قالب مجله تصمیم گرفتم آن را کامل کنم و در قالب اثری مستقل ارائه نمایم که آنچه حالا عرضه شده، نسخه تکمیل شده قصه و سرنوشت قهرمان ها و شخصیت های آن است».
 به گفته استادی داستان بدون تو... در فاصله  سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. کتاب دو شخصیت اصلی و محوری دارد. شخصیت مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ جدید او را بسازد.
شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه است که برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برود. مواجهه یحیی با این زن، ماجراهای مختلفی را در داستان رقم می زند.
قصه های پُر فراز و نشیب این کتاب در شهرها و مکان های مختلفی رخ می دهد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن روایت می شود. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر شهرهایی است که داستان در آن به وقوع می پیوندد. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد که از این حیث، بدون تو غیر ممکن بود را به اثری خاص تبدیل کرده؛ چرا که در کمتر اثری این نگاه دقیق و ریزبینانه به این کشور حاشیه خلیج فارس وجود داشته است.
خوانندگان محترمی که عاشق رمان هستید، اگر مطالعه این کتاب را آغاز کنید، به این راحتی ها از آن دل نمی کنید و از خودتان جدا نمی کنید. تلفن های مرکز پخش این کتاب بدین شرح است: 88405182 ـ 26411009. تماس بگیرید تا کتاب برای شما ارسال شود.

دوهفته نامه خانواده سبز ـ شماره 409 و 410 

هفتم و پانزدهم خرداد ماه 1392

کد امنیتی
تازه کردن