اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

اگر در آستانه یک رابطه عاطفی هستید، بخوانید/ روایتی از یک کلاهبرداری احساسی

 

شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه است که برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برود.
رمان «بدون تو غیرممکن بود» که پس از شش سال توقیف در دولت پیشین، امسال در نمایشگاه کتاب عرضه شده، روایتی خواندنی و دقیق از پدیده ای به نام «کلاهبرداری احساسی» ارائه میکند. موضوعی که در چند سال اخیر جوانان و خانواده های زیادی درگیر آن بوده و گاه تاوان سنگینی بابت آن پرداخت کرده و تا پای چوبه دار نیز رفته اند.
«بدون تو غیر ممکن بود» عاشقانه ای اجتماعی است که در هزار و بیست صفحه نوشته و در قالب دو جلد به هم پیوسته از سوی نشر البرز به مخاطبان عرضه شده است.
داستان بدون تو... در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. کتاب دو شخصیت اصلی و محوری دارد. شخصیت مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ جدید او را بسازد. شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه است که برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برود. مواجهه یحیی با این زن، ماجراهای مختلفی را در داستان رقم می زند.
رضا استادی، نویسنده این رمان که برای نگارش این کتاب تحقیقات مفصلی انجام داده می گوید: «تلاش کردم در این رمان عناصر و نکات مختلفی را در قالب داستانی روان و خواندنی عرضه کنم. این کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی اعضای این خانواده و افراد مرتبط با آنها می پردازد. در این کتاب هم چند مساله محوری وجود دارد که یکی از آنها نمایش زندگی و سرنوشت آدم هایی است که به جای «ازدواج عاقلانه»، پیرو هوی و هوس شده و گرفتار عشق های گناه آلود می شوند و در نهایت به قربانیان یک رابطه عاطفی تبدیل می شوند. رابطه ای که حالا دیگر جنبه های قانونی پیدا کرده و به سادگی نمی توان از آن خلاص شد».
استادی در ادامه افزود: «در بخش های مختلفی از داستان به ترسیم شرایط هوس آلود حاکم بر یک رابطه زناشویی پرداخته و مقوله خیانت و بی وفایی مورد توجه قرار گرفته است. البته با این توضیح که در پرداختن به این موارد هیچ حد و مرز شرعی مخدوش نشده است».
در بخشی از این رمان میخوانیم:
زن کنار پارمیدا نشست و گفت: دست رو دلم نذار که خاک عالم بر سرم شد. پول جهیزیه دود شد رفت هوا!
پارمیدا که تازه از سفر رامسر برگشته بود گفت: پس این دود غلیظی که تو رامسر هم دیده می‌شد به خاطر سوختن پول جهیزیه تو بود؟!
زن گفت: فردینه گور به گور شده دعوا کرد زد چند نفری رو لت و پار کرد. پول جهیزیه هم رفت برای دیه اون نامسلمونا.
پارمیدا گفت: تو که سهام داری. چرا نمی‌فروشی؟
زن نگاهی به پارمیدا کرد و گفت: فقط مونده بود تو درباره فروش سهام منو راهنمایی کنی؟ اون سهام مال منه دلم هم نمی‌خواد بهش دست بزنم.
پارمیدا پرسید: زندگی مهم‌تره یا پول؟
زن گفت: البته که پول مهم‌تره. من دارم شوهر می‌کنم تا بتونم پول بیشتری خرج کنم والا اگر غیر از این بود می‌موندم خونه بابام
پارمیدا خندید و گفت: خب اینکه مساله‌ای نیست. برو کمیته امداد. تو همه شرایط دریافت جهیزیه رو داری
زن پرسید: یخچال AEG هم می‌دن؟
پارمیدا جرعه آخر چای داخل استکان را سر کشید و گفت: دوران نامزدی داره طولانی می‌شه. هر اتفاقی ممکنه بیفته. فقط کافیه نامزدت کمی درباره تو کنجکاوی کنه. اون موقع حتی حاضر می‌شه منو بگیره اما سراغ تو نیاد
زن گفت: اتفاق‌هایی هم افتاده. آقا فهمیده ما دو تا خط تلفن داریم...
این کتاب از سوی «نشر البرز» در نمایشگاه امسال عرضه شده و علاقمندان برای تهیه آن می توانند به سالن اصلی شبستان، راهرو 20، غرفه 29 مراجعه کنند.

خبر آنلاین 

15 اردیبهشت 1393

کد امنیتی
تازه کردن