اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

«هنر و تجربه» دکان شده است

«هنر و تجربه» دکان شده است

      دربرنامه رادیویی «سینمامعیار» از سوی صاحب امتیاز سینما مثبت مطرح شد:   «هنر و تجربه» دکان شده است     سینما مثبت: محمد حسین فرح بخش، رضا استادی و جبار آذین با حضور در برنامه رادیویی «سینما معیار» به بررسی جنبه‌های مختلف طرح دولتی «سینما معیار» پرداختند. نکته جالب توجه این برنامه که با ...

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

        رضا استادی در گفت و گو با خراسان: رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود   رضا استادی منتقد سینما و تلویزیون معتقد است نفسِ جذب اسپانسر برای ساخت برنامه در صدا و سیما، مشکلی ندارد و این موضوع در دیگر کشورها هم مرسوم است اما نبود الگویی مدون برای بهره‌گیری از این امکان در صدا و ...

لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است

لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است

گفت‌وگو با نويسنده كتاب «هيچ وقت نامزد نبوديم»لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است روزنامه جوان ـ سحر داوودی: رضا استادي از سال 1375 فعاليت خود را در عرصه مطبوعات با نوشتن يادداشت براي فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني را آغاز كرد و بعدها به عنوان مصاحبه گر، گزارشگر و خبرنگار با رس...

روابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند

روابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند

میزگرد خبرگزاری مهر با حضور فرامرز روشنایی و رضا استادیروابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند نشست روابط عمومی در سینما به منظور آسیب شناسی وظایف و ارائه راهکار روابط عمومی های سینما با حضور فرامرز روشنایی و رضا استادی در خبرگزاری مهر برگزار شد.به گزارش خبرنگار مهر، فر...

رضا استادی: قلاده‌های‌ طلا فيلم سياسی نيست

رضا استادی: قلاده‌های‌ طلا فيلم سياسی نيست علي نيک‌فرجام ـ شايد «رضا استادي» را بيشتر به خاطر حضورش در پشت صحنه پروژه‌هاي بزرگي چون مختارنامه بشناسيد؛ استادي همان کسي است که در برنامه «صبح به خير ايران» بحث داغ دستمزدهاي ميليوني عوامل سينما را افشا کرد که تا مدت‌ها ادامه داشت. بررسي فيلم «قلاده‌هاي...

روابط عمومي شغلی که نادیده گرفته می‌شود

گفت‌و گوی فارغ‌التحصیلان با رضا استادی روزنامه نگار وروابط عمومی مختارنامهروابط عمومي شغلی که نادیده گرفته می‌شود زینب السادات افتخاری ـ خیلی از زمانی که با عنوان روابط عمومي در تیتراژ سریال‌ها روبه رو شده‌ایم نمی‌گذرد شاید چیزی حدود دو دهه باشد که این شغل نیز به سینما و تلویزیون راه یافته است. تصو...

خوش‌ركاب را دوست دارم اما رانندگي بلد نيستم

جوان پرتلاش محله ماخوش‌ركاب را دوست دارم اما رانندگي بلد نيستم اشاره:همشهری محله (فاطمه صولتی) ـ رضا استادي متولد سال 1358 و ساكن محله پاسداران است. تحصيلات وي ديپلم ادبيات علوم انساني است. از 17 سالگي كار خود را با عنوان خبرنگار با چند نشريه شروع كرد. كلاس‌هاي قصه‌نويسي را در همان سال‌ها پشت سر گذ...

نوشتن، از همه چيز بهتر است

گفتگو با رضا استادي؛ نويسنده، منتقد، مجري و فيلمساز جواننوشتن، از همه چيز بهتر است امير ابراهيمي ( روزنامه جوان) ـ آغاز فعاليت روزنامه‌نگاري از 17 سالگي در صفحات فرهنگي ــ هنري و سينمايي يكي از روزنامه‌هاي صبح و پس از آن همكاري با نشريات مختلف در زمينه‌هاي گوناگون*عضو شوراي مركزي انجمن نويسندگان و ...

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

زندگی ایرانیان مقیم دبی و تورنتو دستمایه خلق دومین رمان رضا استادی

دومین رمان رضا استادی با عنوان «بدون تو غیر ممکن بود» همزمان با ایام نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از سوی نشر البرز منتشر می‌شود.
داستان بلند «بدون تو غیر ممکن بود» دومین رمان رضا استادی که امسال در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد شد، در پنج کشور ایران، امارات متحده عربی، کانادا، کنیا و عربستان سعودی روایت می‌شود و تمرکز اصلی آن بر زندگی ایرانیان ساکن دبی و تورنتو است.
«بدون تو غیر ممکن بود» پس از «هیچ وقت نامزد نبودیم» که در پاییز سال 80 منتشر شد و تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده، دومین اثر داستانی استادی محسوب می‌شود که به سبک و سیاق کتاب اولش، برای مخاطبان عام نوشته شده است.
این رمان که به تازگی و پس از شش سال انتظار موفق به کسب مجوز انتشار شده، داستان زندگی مردی 35 ساله به نام  «یحیی حاذق» را روایت می‌کند که به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می‌کند. یحیی سال‌ها قبل با ساخت ویدئو کلیپی برای تصنیف «عشق الهی» علیرضا عصار به شهرت رسیده و حالا سال‌هاست به عنوان مستندساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می‌کند. او به دعوت یک خواننده مشهور عرب به دبی می‌رود. حضور یحیی در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و نیز مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته او نقش داشته‌اند، اتفاق‌هایی را رقم می‌زند.
استادی در خصوص تنوع جغرافیایی این داستان به خبرنگار مهر گفت: «بدون تو غیر ممکن بود» داستانی سرشار از جزئیات است که در جغرافیاهای مختلفی رخ می‌دهد. بخشی از این تنوع به دلیل شغل شخصیت اصلی داستان و بخشی دیگر به اقتضای زندگی افراد در شهرهای مختلف است. حتی در برخی موارد برای روایت داستان، شهرهایی فرضی ساخته و قصه در این شهرها روایت شده است. «نازدشت» شهری حاشیه‌ای در اطراف تهران محل وقوع بخش‌های مهمی از داستان است. این شهر وجود خارجی ندارد اما در کتاب به عنوان یکی از شهرهای حاشیه‌ای و اطراف تهران مورد استفاده قرار گرفته است. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، مهران در استان ایلام، مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان نیز دیگر جغرافیاهای مورد استفاده در این رمان است. البته در هر شهر محله‌های مختلف آن مورد توجه قرار گرفته و داستان در آن روایت شده است.
استادی در ادامه افزود: بخش مهمی از داستان در شهر «دبی» و بخش‌های مختلف آن اتفاق می‌افتد. در این داستان زندگی چند ایرانی ساکن دبی و برخی شخصیت‌های بومی این کشور در چند مقطع مورد توجه قرار گرفته است. برای نگارش این بخش از کتاب تحقیقات مفصلی انجام دادم که شامل: تحقیقات میدانی، تحقیقات کتاب خانه‌ای، گفتگو با افراد ساکن دبی و ... بوده تا بخش‌های داستانی دور از واقعیت نباشد.
وی در ادامه با بیان این مطلب که بخش‌هایی از قصه نیز در شهرهای مدینه، مکه و نایروبی پایتخت کشور کنیا رخ می‌دهد، افزود: برای سهولت در مطالعه کتاب، فصل‌های مختلف بر اساس شهر تکفیک شده و هر فصل در یک شهر آغاز می‌شود و در همان شهر پایان می‌یابد.
رضا استادی از روزنامه نگاران حوزه فرهنگ و هنر است که در کنار فعالیت در این عرصه، مدیریت روابط عمومی آثاری تلویزیونی و سینمایی همچون مختارنامه، یوسف پیامبر، شوق پرواز، کلاه پهلوی، معمای شاه و همچنین ساخت فیلم کوتاه، اجرای برنامه تلویزیونی و... را به عهده داشته است. کتاب «بدون تو غیرممکن بود» از سوی نشر البرز در نمایشگاه کتاب امسال عرضه خواهد شد.

خبرگزاری مهر

30 فروردین 1393

وقتی جامعه‌ای صرفاً از فرهیخته بودن قشر نویسنده می‌شنود اما در هیچ برنامه‌ای به‌جز عده‌ای معدود از نویسندگان، شخص دیگری حضور ندارد، چطور می‌توان به شأن و جایگاه نویسنده اهمیت داد؟ 

                                                                                                                                                                          

برنامه رییس سازمان صدا و سیما برای حوزه کتاب چیست؟
آقای سرافراز! اهل‌قلم را فراموش نکنید

 

 

رضا استادی ـ  بیست روز از انتصاب رسمی «محمد سرافراز» در مقام ریاست سازمان صداوسیما می‌گذرد. در همین مدت اندک، رئیس تازه این سازمان تغییرات مهم و محسوسی را در سازمان متبوع خود رقم زده است؛ دو معاون مهم خود را منصوب کرده و در حوزه ای که تسلط بیشتری به آن دارد ـ معاونت سیاسی ـ نحوه خبرسازی و حتی سر و شکل گرافیکی عرضه رویدادها تغییری جدی و اساسی کرده است. این روزها شنیده می‌شود در تمامی حوزه‌های مرتبط با این رسانه تغییرات مهم و جدی رخ خواهد داد. بخش‌های مختلف ادغام و کوچک سازی می‌شود و برخی مسئولیت های این رسانه «برون سپاری» خواهد شد.
 
تمرکز صداوسیما بر کتاب‌های «غیرکاربردی»
صداوسیما در سال‌ها اخیر نه در قامت مجموعه‌ای با چند شبکه تلویزیونی و رادیویی بلکه به‌صورت سازمانی ظاهرشده که در تمامی حوزه‌های فرهنگی ورود پیداکرده است. حتی درزمینه فنّاوری‌های جدی همچون تلویزیون اینترنتی، شبکه نمایش خانگی، شبکه‌های اجتماعی و... نیز در سال‌های اخیر شاهد فعالیت‌های این رسانه بوده‌ایم. در میان طیف متنوع فعالیت‌ها «حوزه کتاب» از گذشته‌های بسیار دور عرصه ظهور و بروز فعالیت‌های این رسانه بوده است. با قاطعیت می‌توان گفت که هیچ هنرمند و متصدی این حرفه نیست که در کتابخانه شخصی‌اش کتابی از آثار قدیمی منتشرشده توسط انتشارات سروش نباشد. البته حوزه نشر کتاب در این رسانه صرفاً منحصر به سروش نبوده و در سال‌های اخیر بخش‌های مختلفی از این رسانه وارد کار انتشار و تولید کتاب شده‌اند. در معاونت‌های مختلف همچون صدا، سیما، آموزش و... بخش‌هایی درزمینه انتشار کتاب فعالیت می‌کنند. البته خروجی اکثر آنها آثار مطلوبی نیست و صرفاً برای خوشایند مدیران تولید می‌شوند یا این‌که اغلب محصول جمع‌آوری و مخلوط کردن محتوای چند کتاب است که درنهایت خروجی آن به محتوایی «غیرکاربردی» برای متصدیان این رسانه تبدیل‌شده است. شیوه فروش کتاب‌های مذکور نیز در دوره‌های مختلف این‌گونه بوده که با توزیع کوپن رایگان در میان کارمندان، آنها را تشویق به خرید و خواندن این کتاب‌ها می‌کردند. اگر روزی به بخش‌های مختلف این سازمان مراجعه کنید، این آثار مکتوب را در قفسه اتاق‌های دبیرخانه خواهید دید که دست‌نخورده‌اند و در برخی اتاق‌ها، از مجلات سنگین و وزین آنها به‌عنوان عاملی برای جلوگیری از بسته شدن پنجره و تهویه مطلوب استفاده می‌شود! قطعاً یکی از برنامه‌های آتی رئیس جدید سازمان صداوسیما باید حذف نهادهای موازی درزمینه انتشار کتاب و متمرکز کردن آنها در یک بخش واحد باشد.
 
غیبت سریال‌های مهم در حوزه کتاب
این رسانه در یک دهه گذشته گذر از آنالوگ به دیجیتال را تجربه کرده است. فرمت‌های تصویر آن از ویدئو به DVD و پس‌ازآن HD و این روزها FULLHD را آرام‌آرام تجربه می‌کند. درباره هیچ‌یک از این تغییر و تحولات کتاب یا منبع مکتوب قابل قبولی در تلویزیون وجود ندارد. این رسانه هیچ‌گاه اقدام به ثبت و ضبط تجارب و مستندسازی پروژه‌های بزرگ سریالی خود در قالب کتاب ـ امری که در سینما بدیهی است ـ نکرده است. فیلم‌نامه بهترین آثار تلویزیون تبدیل به کتاب نشده و نمی‌توانید مجموعه عکس‌های این آثار را در قالب یک کتاب نفیس مشاهده کنید. به‌جز تله‌تئاترهای تلویزیونی، هیچ فرهنگ مدونی از تولیدات این رسانه وجود ندارد و از همه بدتر این‌که هیچ کتابی درباره تاریخچه شکل‌گیری تلویزیون در ایران وجود ندارد و اگر از چندصفحه‌ای که در کتاب «جمال امید» در خصوص تشکیل تلویزیون ملی ایران درج‌شده صرف‌نظر کنیم، منبع مکتوب دیگری در این زمینه وجود ندارد.

«پژوهش و آثار پژوهشی» بخش مهم دیگر فعالیت این رسانه است. اصل و اساس برنامه‌سازی در این رسانه بر «پژوهش» استوار است. پژوهش از یک ایده آغاز به‌مرور تکمیل‌تر می‌شود و درنهایت می‌تواند دستمایه تولید برنامه قرار گیرد. در سازمان صداوسیما بخش‌های مختلفی درگیر کار تولید و پژوهش هستند اما عمده فعالیت آن‌ها چند اشکال مشخص دارد؛ یا پژوهش‌ها کاربردی نیستند یا این‌که دیر عرضه می‌شوند. در چنین وضعیتی اغلب برنامه‌سازان ترجیح می‌دهند خود اقدام به پژوهش برای برنامه خود کنند که این پژوهش‌ها نیز به‌جز چند استثناء در تمامی موارد صرفاً «جست‌وجوی ساده اینترنتی» است که دقیقاً به همان شیوه غالب در کافی‌نت‌ها و برای تحقیقات دانش‌آموزی صورت می‌گیرد.
 
نویسنده‌های تکراری در برنامه‌های تلویزیونی
چند نمونه ذکرشده تنها برخی چالش‌های پیش روی رئیس جدید سازمان صداوسیما در حوزه کتاب است. حضور نامناسب و به‌دور از شأن نویسندگان در برنامه‌های تلویزیونی، درخواست مبالغ قابل‌توجه از ناشران برای تبلیغ کتاب، عدم رعایت حقوق مؤلف در برخی اقتباس‌های تلویزیونی و... برخی دیگر از مشکلات جدی این حوزه است. وقتی جامعه‌ای صرفاً از فرهیخته بودن قشر نویسنده می‌شنود اما در هیچ برنامه‌ای به‌جز عده‌ای معدود از نویسندگان، شخص دیگری حضور ندارد، چطور می‌توان به شأن و جایگاه نویسنده اهمیت داد؟ البته رادیو در این زمینه وضعیت بهتری دارد و طیف متنوع‌تری از نویسندگان امکان حضور در برنامه‌های آن رادارند اما در تلویزیون هر بازیگری به‌صرف ایفای نقش‌های درجه چندم در سریال‌های آبکی، میهمان برنامه‌های زنده پربیننده می‌شود و نویسندگان یا محدود به شبکه‌های خاصی مانند آموزش هستند یا در ساعاتی به شبکه‌های سیما می‌آیند که بیننده در خواب است!

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) 

9 آذر 1393

دومین رمان رضا استادی منتشر می‌شود

دومین رمان رضا استادی پس از چند سال انتظار برای گرفتن مجوز نشر منتشر می‌شود.
به گفته نویسنده، این رمان با نام «بدون تو غیرممکن بود» پس از گذشت هفت سال از ارائه به وزارت ارشاد، موفق به کسب مجوز شده و از سوی نشر البرز در نمایشگاه کتاب امسال عرضه خواهد شد.
این کتاب بعد از رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» که در پاییز سال 80 منتشر و تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده، دومین اثر داستانی استادی محسوب می‌شود و مانند رمان اول او برای مخاطبان عام داستان‌های فارسی معاصر نوشته شده است.
او درباره داستان کتاب جدید خود گفت: «بدون تو غیرممکن بود» داستانی روان و اصطلاحا خوش‌خوان است که به شیوه سوم‌شخص و بدون پیچیدگی‌های روایی در زمان حال روایت می‌شود. داستان در فاصله سال‌های 1382 تا 1390 رخ می‌دهد و یک قصه به‌هم‌پیوسته است که بر حسب ضرورت، گاهی به گذشته می‌رود و بخش‌هایی از داستان هم در حدود 80 سال قبل روایت می‌شود.
او درباره محتوای رمان جدید خود با بیان این مطلب که این کتاب داستان یک عشق الهی است که به عشقی زمینی منجر می‌شود، گفت: شخصیت محوری این کتاب مردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می‌کنند. یحیی سال‌ها قبل با ساخت ویدیوکلیپی برای تصنیف «عشق الهی» علیرضا عصار به شهرت رسیده و حالا سال هاست به‌عنوان یک مستندساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می‌کند. او به دعوت یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می‌رود. حضور یحیی در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و نیز مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته‌اند، اتفاق‌هایی را رقم می‌زند.
به گفته استادی، نگارش این کتاب در فاصله سال 1385 تا 1386 و بر پایه تحقیقات مفصل و فراوان صورت گرفته و در همان سال برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد ارائه شده اما با وجود پیگیری‌های مختلف به سرانجام مشخصی نرسیده، تا اینکه در اسفند سال 92 و در دولت یازدهم مجوز انتشار آن صادر شده است.
رضا استادی از روزنامه‌نگاران حوزه فرهنگ و هنر است که در کنار فعالیت در این عرصه، مدیریت روابط عمومی آثاری همچون: مختارنامه، یوسف پیامبر (ع)، شوق پرواز، کلاه پهلوی، معمای شاه و همچنین ساخت فیلم کوتاه و اجرای برنامه تلویزیونی را به عهده داشته است.

خبرگزاری ایسنا 

26 فروردین 1393

مگر می‌شود به سفر حج رفت و از کنار فروشگاه‌های اغواکننده ای که قدم به قدم با کلمات و جملات فارسی محبت آمیز خریداران را به داخل فروشگاه دعوت می‌کنند، گذشت یا از سوار شدن بر اتومبیل های مدل بالایی که زائران را به رایگان تا مراکز خرید می‌برند چشم پوشی کرد و در این بازار مکاره چرخی نزد؟!                                                                                                                

تأملی بر رفتار ایرانیان در بازارهای مکه و مدینه
حیِ علی باوارث! حیِ علی سنتر پوینت
 

رضا استادی: «خرید» بخش مهمی از زندگی روزمره ایرانیان است. حتی وقتی قرار است به سفر خارج از کشور برویم و به دنبال تور مناسب و ارزان قیمت هستیم، اولین سؤالی که میان ما و مسئول آژانس رد و بدل می‌شود این است: «قصد دارید برای تفریح برید یا خرید»؟
سفرهای خارجی برای اغلب خانواده‌های طبقه متوسط ایرانی مسئله دور از دسترسی نیست اما یک سفر هست که با همه این‌ها فرق دارد: «سفر زیارتی مکه». این سفر چه از نوع واجبش باشد و چه از نوع مستحبی، با انتظار طولانی محقق می‌شود و برای بسیاری از ایرانیان یک‌بار اتفاق می افتد. در گزارشی که می‌خوانید، نحوه رفتار ایرانیان در بازار، طی این سفر تکرار نشدنی بررسی و تحلیل شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
***خرید، پیش از توصیه به طلب حلالیت

«حاج خانوما حاج آقاها! الکی نرید ارز مملکت رو بدید جنسِ آشغالمید این چاینا بخرید. فروشنده‌های عربستانی بخشی از این پول رو مجبورن به عنوان مالیات به دولت بدن. این مالیات هم می ره تو جیب گروه‌های تُندرو و صرف مبارزه با شیعیان می شه».
 صحبت‌های سرپرست کاروان‌ها همیشه با همین جملات آغاز می‌شود. آن‌ها در سفرهای مختلف دیده‌اند که ایرانی‌ها چه اشتیاقی برای خرید از خود نشان می‌دهند و به همین دلیل پیش از آنکه در جلسه اول به پرداخت ذکات، حلالیت طلبی از دیگران، پرداخت  بدهی و موارد این‌چنینی تاکید کنند، با این جمله‌ها تلاش می‌کنند تا بار حجاج را در این سفر معنوی سبک کنند. اما مگر می‌شود به سفر حج رفت و از کنار فروشگاه‌های اغواکننده ای که قدم به قدم با کلمات و جملات فارسی محبت آمیز خریداران را به داخل فروشگاه دعوت می‌کنند، گذشت یا از سوار شدن بر اتومبیل های مدل بالایی که زائران را به رایگان تا مراکز خرید می‌برند چشم پوشی کرد و در این بازار مکاره چرخی نزد؟!
 «خرید» یک ضرورت است و به جرات می‌توان گفت هیچ زائری نیست که حتی برای سرگرمی و از روی کنجکاوی اقدام به تماشای مراکز خرید نکند و مثلاً به مقایسه قیمت مواد غذایی، لباس، پوشاک و... با آنچه در بازار ایران وجود دارد اقدام ننماید. البته این وضعیت صرفاً محدود به مکه و مدینه نیست. نگارنده در سفرهایی که با کاروان «راهیان نور» به جنوب و غرب کشور داشته هم دیده که وقتی اتوبوس در شهری مانند «شوش دانیال» یا «سر پل ذهاب» توقف می‌کند، مسئولان کاروان‌ها برای جمع کردن دوباره زائران از بازارهای کوچک این شهر دچار مشکل می‌شوند. حالا وقتی این موضوع در کشوری بیگانه که اتفاقاً نگاه خوبی به ملت ما ندارد رخ می‌دهد، تصوری نامناسب را در اذهان عمومی شکل می‌دهد.
اگر در این شهرهای زیارتی ترک‌ها را به نظم، شیک پوشی و نظافت فردی اشان می‌شناسند، متأسفانه ایرانی‌ها را به عنوان «ملتی حریص و بازار ندیده» می‌شناسند که فقط به دنبال خرید هستند و در این راه حتی از ترک نماز نیز ابایی ندارند. در فروشگاه‌های بزرگ این دو شهر زیارتی وقتی خانواده ای از هم جدا می افتد، به راحتی بلند گو را دست مشتری می‌دهند تا همسر یا فرزندان خود را با زبان فارسی و لهجه‌های شیرین و مختلف «پیج» کنند. ایرانی‌ها مشتریان خوبی برای این فروشگاه‌ها هستند. در هر فروشگاهی حضور دارند و هیچ نقطه از این بازار گسترده از نگاه آن‌ها پنهان نمی‌ماند. حتی در فروشگاه‌های «حلویات» که همان قنادی‌های خودمان است یا فروشگاهی مانند «بن داوود» مکه که چیزی شبیه شهروند است و قاعدتاً بیشتر باید محل مراجعه آدم‌های محلی باشد تا مسافران نیز می‌توانید ایرانی‌ها را مشاهده کنید. نکته جالب تر حرکت این حاجیان در دسته‌های چند نفری و گاه بیش از ده نفری است، به شدت جلب توجه می‌کند! علت این جلب توجه نیز این است که مردان ایرانی عمدتاً از دمپایی‌های سفید رنگ استفاده می‌کنند و زنان ایرانی نیز با چادرهای خاص ایرانی به راحتی قابل تفکیک از دیگر ملیت‌ها هستند. به این‌ها اضافه کنید کیسه‌های آبی مخصوص حمل دمپایی را که یک شرکت بیمه گذار در فرودگاه مهرآباد در اختیار حجاج قرار می‌دهد. مجموع همه این‌ها ایرانی‌ها را به شدت تابلو می‌کند!

 ***چگونه دلارهای ایرانی دود می‌شوند؟
حجاج ایرانی از نقاط مختلف کشورمان به مکه و مدینه می‌آیند. «نقاط مختلف» یعنی شهرها و روستاهای مختلف و به همین دلیل برخی از آن‌ها به جز تجربه سفرهای داخلی و عمدتاً زیارتی به مشهد و قم، سفر دیگری در زندگی اشان نرفتند و این سفر زیارتی ـ سیاحی، اولین حضور آن‌ها در خارج از کشور محسوب می‌شود. این گروه از زائران را می‌توان در انواع و اقسام فروشگاه‌ها مشاهده کرد که به زبان محلی و با صدای بلند صحبت می‌کنند و در اولین خرید از فروشگاهی شیک مانند «سنتر پوینت» در مدینه، همه اندوخته اندک 200 دلاری خود را که با نرخ دولتی دریافت کرده‌اند، صرف خرید چند تکه سوغاتی کم ارزش می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند قیمت روی جنس را بخوانند و به تصور اینکه در خارج از کشور همه چیز ارزان است، دست به خرید می‌زنند. قیمت‌ها نیز در این کشور حساب و کتاب درستی ندارد. مثلاً بارها با این مورد مواجه شدم که در خصوص طلا، گاهی قیمت اعلام شده دو برابر قیمت واقعی است و با هر بار چانه زدن، فروشنده تخفیفی در قیمت می‌دهد. البته در این بخش مشکلی وجود ندارد و ماشین حساب، مشکل را حل می‌کند و اعداد و ارقام درج شده بر روی آن، قیمت نهایی را اعلام می‌کند. برخی از ایرانیان در چنین فضایی آن‌قدر اعتماد به نفس دارند که با فروشنده عرب شروع به صحبت به زبان فارسی می‌کنند و فقط زمانی که فروشنده به نشانه عدم اطلاع از زبان فارسی سرش را تکان می‌دهد، زائر ایرانی متوجه می‌شود که در کشور خودش نیست! کاش کاروان‌های ایرانی فروشگاه‌هایی را در این کشور تدارک می‌دیدند که بتوان از آن‌ها جنس مناسب و ارزان مخصوص زائر ایرانی را تهیه کرد تا زائران میان فروشگاه‌های گران قیمت سردرگم نشوند.

 *** مشغول شدن به خرید، زائران را از چه چیزی باز می‌دارد؟
پاسخ به این سؤال مهم ترن موضوع این گزارش است. حجاج اعمال خاصی را برای حج عمره و تمتع انجام می‌دهند که به واسطه آن حاجی می‌شوند. آن‌ها نمازهای مستحبی و قرائت قرآن را نیز به جا می‌آورند اما مشکل جایی است که «خرید» بر «نماز» ترجیح داده می‌شود و از همین جا تصور منفی درباره ایرانی‌ها شکل می‌گیرد. در کشور عربستان روزانه 5 بار اذان گفته و پنج مرتبه نماز خوانده می‌شود. در این کشور قدم به قدم مسجد وجود دارد. حتی در هتل‌ها، طبقه ای به نمازخانه اختصاص یافته و در مراکز خرید بزرگ، با نزدیک شدن به وقت اذان، فردی به عنوان پیش‌نماز در آنجا حاضر می‌شود، فرش کف زمین انداخته می‌شود و نماز جماعت برپا می‌شود. بارها افرادی را دیده‌ام که در دسته‌های سه تا چهار نفره اقدام به برپا داشتن نماز کرده‌اند. در چنین وضعیتی اغلب هم‌وطنان ایرانی به جای همراهی با نمازگزاران ترجیح می‌دهند منتظر پایان نماز و آغاز مسابقه خرید کردن باشند. مثلاً در فروشگاه باوارث پلازا موقع نماز جلوی صندوق فرش انداخته و نماز خوانده می‌شود اما به جز معدودی از ایرانیان، سایرین ترجیح می‌دهند این لحظات معنوی را در انتظار آغاز خرید بمانند.
«نماز در مکه و مدینه» لذت بخش ترین بخش این سفر است. حتی با اینکه نمی‌توان از مُهر استفاده کرد و جمله «علی ولی الله» اقامه را باید در دل گفت و حواسمان جمع باشد که موقع بیان «آمین» با جماعت همراه نشویم و به جای آن زیر رب «الحمدالله رب‌العالمین» بگوییم، باز هم حس و حالی عجیب هنگام نماز به آدمی دست می‌دهد. برخلاف نماز جماعت در ایران که متأسفانه در اغلب ادارات و سازمان‌ها، کاری طولانی وقت گیر و گاه ابزاری برای انجام ندادن کار ارباب رجوع است، نمازها در عربستان در مدت زمانی کوتاه خوانده می‌شود. برخلاف نماز جماعت‌های ادارات هم که صف‌های نماز با حضور اکثریت قریب به اتفاق نیروهای خدماتی کامل می‌شود و گاه حضور در نماز موجب برخی مزیت‌هاست، در نمازهای جماعت این کشور هیچ امتیاز و فضیلتی در انتظار نمازگزار نیست و این عبادت، بده بستانی مستقیم میان فرد و خدای خود است. نماز در این کشور مانند ملاقاتی فوری است که ناگهان پیش می‌آید. با نزدیک شدن به زمان نماز، جنب و جوشی ناگهانی میان مردم پدید می‌آید، گویی فردی مهم آمده و باید در ملاقات او شتاب کرد تا فرصت بزرگ دیدار با او از دست نرود. این نماز جماعت شباهتی به نمازهای مرسوم در مساجد ایران که متأسفانه با حضور اغلب افراد پا به سن گذاشته و غیبت جوان‌ها صورت می‌گیرد هم ندارد. حس و حالی است وصف ناشدنی که تا خود تجربه نکنید، معنای آن را نمی‌فهمید. در چنین دریایی است که هر قطره ای دوست دارد به دریای جمعیت بپیوندد و تصور کنید چگونه زائران ایرانی چنین فرصت مغتنمی را به انتظار برای خرید اختصاص می‌دهند، به جای آنکه به سوی نماز «حی» کنند، به سوی مراکز خرید «حی» می‌نمایند! شاید به دلیل چنین شناختی از روحیه ایرانی‌هاست که پرواز سعودی زمان سفر بازگشت را جوری تنظیم می‌کند که زمان سوار شدن به هواپیما دقیقاً با زمان نماز اول وقت خواندن همزمان باشد. احتمالاً می‌داند برای بسیاری از ایرانی‌ها نماز اول وقت، عبادتی جدی نیست!

***دل‌تنگ سفر می‌شوند
اما این پایان راه نیست. با بازگشت به ایران، هرکس که اندک توشه و معرفتی از این سفر ذخیره کرده باشد دلش برای آن نمازها و جماعت‌ها تنگ می‌شود. حال اگر زائری توانسته خود را به «روضه رضوان»، «منبر پیامبر»، «منبر بلال»، «ستون توبه» و مقابل کعبه برساند، می‌داند نماز در چنین فضایی چه حس و حالی دارد و تجربه جدا شدن روح از جسم را حداقل به اندازه ای در چنین فضایی تجربه کرده است که هر بار با دیدن تصاویر مکه و مدینه از تلویزیون، انگار که عزیز از دست داده باشد، منقلب می‌شود و تازه یادش می افتد از چه سرزمینی آمده و چه فرصت‌های گران بهایی را برای عبادت از دست داده است. «دل‌تنگی برای لحظات معنوی مکه و مدینه» این روزها حس و حال بسیاری از زائرانی است که به جای بهره گیری از این ایام معنوی، وقت خود را در فروشگاه‌های «مید این چاینا» سپری کرده‌اند.

مجله خانه آرمانی 

شماره 175 ـ 176 (نیمه اول و دوم آبان 1393)