اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

«هنر و تجربه» دکان شده است

«هنر و تجربه» دکان شده است

      دربرنامه رادیویی «سینمامعیار» از سوی صاحب امتیاز سینما مثبت مطرح شد:   «هنر و تجربه» دکان شده است     سینما مثبت: محمد حسین فرح بخش، رضا استادی و جبار آذین با حضور در برنامه رادیویی «سینما معیار» به بررسی جنبه‌های مختلف طرح دولتی «سینما معیار» پرداختند. نکته جالب توجه این برنامه که با ...

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود

        رضا استادی در گفت و گو با خراسان: رقم کمک اسپانسرهای پایتخت 4 شفاف سازی شود   رضا استادی منتقد سینما و تلویزیون معتقد است نفسِ جذب اسپانسر برای ساخت برنامه در صدا و سیما، مشکلی ندارد و این موضوع در دیگر کشورها هم مرسوم است اما نبود الگویی مدون برای بهره‌گیری از این امکان در صدا و ...

لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است

لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است

گفت‌وگو با نويسنده كتاب «هيچ وقت نامزد نبوديم»لذت مطالعه يك كتاب بيشتر از خوردن دو پيتزا است روزنامه جوان ـ سحر داوودی: رضا استادي از سال 1375 فعاليت خود را در عرصه مطبوعات با نوشتن يادداشت براي فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني را آغاز كرد و بعدها به عنوان مصاحبه گر، گزارشگر و خبرنگار با رس...

روابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند

روابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند

میزگرد خبرگزاری مهر با حضور فرامرز روشنایی و رضا استادیروابط عمومی‌ها از اطلاع‌رسانی دور شده‌اند/ مدیران مهمتر از مخاطبند نشست روابط عمومی در سینما به منظور آسیب شناسی وظایف و ارائه راهکار روابط عمومی های سینما با حضور فرامرز روشنایی و رضا استادی در خبرگزاری مهر برگزار شد.به گزارش خبرنگار مهر، فر...

رضا استادی: قلاده‌های‌ طلا فيلم سياسی نيست

رضا استادی: قلاده‌های‌ طلا فيلم سياسی نيست علي نيک‌فرجام ـ شايد «رضا استادي» را بيشتر به خاطر حضورش در پشت صحنه پروژه‌هاي بزرگي چون مختارنامه بشناسيد؛ استادي همان کسي است که در برنامه «صبح به خير ايران» بحث داغ دستمزدهاي ميليوني عوامل سينما را افشا کرد که تا مدت‌ها ادامه داشت. بررسي فيلم «قلاده‌هاي...

روابط عمومي شغلی که نادیده گرفته می‌شود

گفت‌و گوی فارغ‌التحصیلان با رضا استادی روزنامه نگار وروابط عمومی مختارنامهروابط عمومي شغلی که نادیده گرفته می‌شود زینب السادات افتخاری ـ خیلی از زمانی که با عنوان روابط عمومي در تیتراژ سریال‌ها روبه رو شده‌ایم نمی‌گذرد شاید چیزی حدود دو دهه باشد که این شغل نیز به سینما و تلویزیون راه یافته است. تصو...

خوش‌ركاب را دوست دارم اما رانندگي بلد نيستم

جوان پرتلاش محله ماخوش‌ركاب را دوست دارم اما رانندگي بلد نيستم اشاره:همشهری محله (فاطمه صولتی) ـ رضا استادي متولد سال 1358 و ساكن محله پاسداران است. تحصيلات وي ديپلم ادبيات علوم انساني است. از 17 سالگي كار خود را با عنوان خبرنگار با چند نشريه شروع كرد. كلاس‌هاي قصه‌نويسي را در همان سال‌ها پشت سر گذ...

نوشتن، از همه چيز بهتر است

گفتگو با رضا استادي؛ نويسنده، منتقد، مجري و فيلمساز جواننوشتن، از همه چيز بهتر است امير ابراهيمي ( روزنامه جوان) ـ آغاز فعاليت روزنامه‌نگاري از 17 سالگي در صفحات فرهنگي ــ هنري و سينمايي يكي از روزنامه‌هاي صبح و پس از آن همكاري با نشريات مختلف در زمينه‌هاي گوناگون*عضو شوراي مركزي انجمن نويسندگان و ...

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

معرفی رمان «بدون توغیرممکن بود» در نشریه داخلی کانون بازنشستگان هما
انتشار رمان فرزند یکی از همکاران بازنشسته هما

«رضا استادی» فرزند آقای «وهب استادی» از همکاران بازنشسته خانواده بزرگ هواپیمایی هما در بخش کترینگ، اردیبهشت ماه امسال دومین کتاب خود را به بازار نشر عرضه کرد. این نویسنده جوان در اثر داستانی جدید خود را به پدر و مادرش تقدیم کرده است.
«رضا استادی» از فعالان مطبوعاتی است که از سال 1375 و در سن هفده سالگی فعالیت خود را آغاز کرده و تاکنون به عنوان روزنامه نگار و همچنین کارشناس و مجری تلویزیون و رادیو با رسانه های مختلفی همکاری داشته است. روزنامه جام جم، برنامه صبح بخیر ایران، شبکه مستند، سایت خبرآنلاین و... برخی رسانه هایی است که استادی در سال های اخیر در آنها فعال بوده است. وی همچنین مدیر روابط عمومی سریال های تاریخی همچون: مختارنامه، یوسف پیامبر، شوق پرواز، کلاه پهلوی و... بوده و در کنار تمامی این فعالیت ها وی سابقه نگارش رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» را هم در کارنامه کاری خود دارد. این کتاب در سال 1380 از سوی انتشارات معتبر «البرز» به بازار نشر عرضه شد. امسال نیز استادی رمان هزار و بیست صفحه ای خود را از سوی این انتشاراتی به نمایشگاه کتاب عرضه کرد که با استقبال مخاطبان در نمایشگاه کتاب مواجه شد؛ رمانی که به گفته استادی قصه آن در کشورهایی همچون: امارات متحده عربی، کانادا، کنیا و شهرهای مختلف ایران همچون: شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، مهران در استان ایلام،، مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان رخ می دهد.
یک میهماندار، شخصیت اصلی داستان است
این نویسنده در اینباره به خبرنگار ما گفت: «سفر کردن یکی از مهم ترین نیازهای هر نویسنده ای است و عضویت در خانواده بزرگ هما به واسطه پدرم، برای من این مزیت را داشته که بتوانم سفرهای داخلی و خارجی مختلفی را به تنهایی و یا به همراه خانواده بروم و در هر سفر اندوخته فراوانی را کسب کنم. اندوخته هایی در کنار یکدیگر می تواند فضایی جذاب را در یک داستان ایجاد کند و جذابیت این کتاب نیز قطعا مرهون سفرهایی است که به واسطه آن ها امکان شناخت فرهنگ ها و قومیت های مختلف برایم فراهم شد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کتاب را به پدرم تقدیم کنم».
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور یک شخصیت میهماندار در این کتاب گفت: «یکی از شخصیت های جذاب و مهم این داستان، دختری به نام حمیرا است که به شغل میهمانداری اشتغال دارد و به واسطه سفرهای مختلف به نقاط گوناگون جهان، با اتفاق ها و تجربه هایی جدید مواجه می گردد که به گفته مخاطبان کتاب، یکی از جذاب ترین شخصیت های این اثر داستانی است.
به گفته استادی، این کتاب دو جلدی «عاشقانه ای اجتماعی» است که برای ارتباط بهتر مخاطب عام، با زبانی ساده و نثری روان و به دور از پیچیدگی های تکنیکی نوشته شده تا مخاطبان عام بتوانند به راحتی از مطالعه آن لذت ببرند. داستان بدون تو... در فاصله  سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. کتاب دو شخصیت اصلی و محوری دارد. شخصیت مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ جدید او را بسازد.
شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه است که برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برود. مواجهه یحیی با این زن، ماجراهای مختلفی را در داستان رقم می زند.

در تصویری که مشاهده می کنید رضا استادی جوان در حال توضیح بخش های مختلف کتاب برای پدرش آقای وهب استادی است. در صورت تمایل به دریافت اطلاعات بیشتر درباره این کتاب می توانید به سایت اینترنتی این اثر به نشانی:
www.bedoonetogheyremomkenbood.ir مراجعه کنند.

مجله کانون بازنشستگان هما ـ شماره 39 

تابستان 1393

پشت پرده حضور افراطیون در کلیپ خواننده زن عرب + عکس

جنایت های داعش این روزها افکار عمومی دنیا را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. این گروه که ریشه های سلفی دارد، با کُشت و کشتاری که اخیرا در عراق به راه انداخته باعث شده تا تعدادی از فیلم سازان ایرانی به ساخت آثاری درخصوص این گروه ها علاقمند شده و در این زمینه اعلام آمادگی کنند. در چنین شرایطی یکی از کتاب هایی که اردیبهشت ماه به بازار نشر عرضه شده تصویری متفاوت از گروه های اینچنینی ارائه می کند.
به گزارش خبرنگار ما «رضا استادی» از روزنامه نگاران حوزه سینما و تلویزیون است که از میانه دهه هفتاد فعالیت در این عرصه را آغاز کرد. او در کنار این فعالیت و همچنین مدیریت روابط عمومی برخی فیلم ها و سریال ها همچون: «مختارنامه» و «کلاه پهلوی» در زمینه نگارش رمان نیز فعالیت دارد. «بدون تو غیرممکن بود» دومین کتاب وی است که پس از شش سال توقیف در دولت های گذشته، سرانجام امسال امکان انتشار یافت.
این کتاب که در نگاه اول اثری عامه پسند به نظر می رسد، در لایه های زیرین خود حاوی نکات جالب و خواندنی است. کتاب داستان زندگی یکی از دست اندرکاران سینمای ایران به نام «یحیی حاذق» را روایت می کند. شخصیتی که از تدوین برنامه ها و سریال های تلویزیونی به مرور سراغ کلیپ های زیرزمینی می رود و در جایی از داستان نیز به دلیل قرار گرفتن در فهرست سیاه تلویزیون، ممنوع الکار شده و مجبور به خروج غیرقانونی از کشور می شود. استادی به بهانه روایت زندگی این شخصیت کنایه های زیادی به جامعه سینمایی زده و برخی اتفاق های پشت صحنه این حرفه را مطرح کرده است. اما بخش جالب ماجرا جایی است که این کارگردان ایرانی که در زمان شروع داستان همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند، به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. این خواننده زن یکی از چهره های مطرح موسیقی دنیای عرب است. چیزی در حد و اندازه نانسی عجرم که طرفداران ایرانی زیادی هم دارد!  نکته قابل تامل این است که کلیپی که قرار است اثری با محوریت معرفی دبی باشد و از لحنی عاشقانه برخوردار باشد، به واسطه حضور برخی عناصر وهابی در پشت صحنه ساخت آن به اثری فتنه انگیزانه تبدیل می شود.
در این کتاب شخصیتی به نام «بن عباس» وجود دارد که گرایش های مذهبی تُندروانه ای دارد. او صاحب املاکی گسترده در یکی از مهم ترین نقاط شهر دبی است. نمره پلاک اتوموبیل او سه رقمی است که نشان دهنده میزان ثروت بالای وی است. بن عباس به دلایل مختلف از ایرانی ها متنفر است و دست روزگار و ثروت فراوانی که کسب کرده، او را با گروه های سیاسی وهابی مستقر در عربستان مرتبط کرده است. بن عباس در مقاطع مختلف زندگی اش از ایرانی ها لطمه دیده و حالا در صدد جبران این زخم هاست و می خواهد با ساخت کلیپی موهن، از این مساله انتقام بگیرد. شرکای سیاسی او نیز به این مساله روی خوش نشان می دهند و در کنارش قرار می گیرند تا حلقه این انتقام از طریق یک اقدام فرهنگی تکمیل شود.
این رمان جذاب و خواندنی در 1020 صفحه و در دو جلد از سوی نشر البرز به بازار عرضه شده است. مقطع تاریخی وقوع حوادث و ماجراهای داستان هم در فاصله سال های 1382 تا 1390 است. کتاب بیش از 50 شخصیت اصلی دارد که در مقاطع مختلف در این داستان نقش آفرینی می کنند. یکی از این شخصیت ها دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام «حریر ساعدی» است. او در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی و نیز اتفاق هایی که در روابط وی با «بن عباس» رخ داده نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.
این کتاب از نظر تنوع جغرافیای داستانی، در میان رمان های فارسی کم نظیر است. بیش از چهل درصد قصه در شهر دبی اتفاق می افتد. خواننده در فصل های مختلف داستان با تصویری دقیق از مقاطع مختلف این شهر حاشیه خلیج فارس مواجه می شود. دبی در دهه 40 شمسی، دبی در سال های ابتدایی دهه هفتاد شمسی و دبی در سال های آغازین دهه هشتاد، بستر وقوع اتفاق ها و رویدادهای این داستان است.
این کتاب همچنین دارای یک سایت اختصاصی به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir است که با هدف ارتباط نویسنده با مخاطبان ایجاد گردیده است. از استادی پیش از این رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» منتشر شده است. 

سایت روزنامه نسیم صبا 

4 تیر 1393

نگاهی به دومین رمان رضا استادی
«بدون تو غیرممکن بود» داستانی از جنس سینمای بدنه

قصه فیلم یا همان فیلمنامه جدی ترین مشکل سینمای ایران در طول سال های حیات خود بوده است. تجربه ثابت کرده فیلم هایی که حتی از نظر فنی یا به کارگیری بازیگران شاخص در وضعیت مطلوبی نبوده اند، به صرف بیان یک داستان روان و جذاب، مخاطبان فراوانی را به خود جلب کرده اند، اما با وجود روشن بودن این مسئله و تاکید فراوان دست اندرکاران سینما بر این مسئله، سرمایه گذاری اندکی در بخش از سینما دیده می شود و همچنان فلیمنامه پاشنه آشیل سینمای ایران است.
این روزها در عرصه ادبیات داستانی، رمانی منتشر شده که به نظر می رسد بیش از آنکه یک متن ادبی صِرف باشد، یک «فیلم نامه بلند سینمایی» است که به جای آنکه در قالب فیلم یا سریال ساخته شود، به صورت کتاب عرضه شده است. این کتاب نوشته رضا استادی روزنامه نگاری است که سال هاست در عرصه نوشتار سینمایی فعالیت می کند و تجربه هایی طولانی از مدیریت روابط عمومی و حضور در کنار پروژه های بزرگ را در کارنامه کاری خودش داشته است. با اینکه این نویسنده پیش از این در سال 1380 رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» را به بازار نشر عرضه کرد ـ این رمان تاکنون چهاربار تجدید چاپ شده است ـ اما نمی توان حضور وی در چند سریال پُرمخاطب همچون: مختارنامه، کلاه پهلوی، یوسف پیامبر و... را به عنوان تمرینی برای آشنایی نویسنده با شیوه های جذب حداکثری مخاطبان نادیده گرفت.
شخصیت محوری مردِ این رمان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. مواجهه یحیی با این خواننده زن و دیگر شخصیت ها بخش مهمی از داستان را در برمی گیرد. شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام حریر ساعدی است. او در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.  «بدون تو غیرممکن بود» یک درام اجتماعی ملموس است که خط قرمزهای مختلفی را دستمایه کار خود قرار داده است.  این رمان دوجلدی در 1020 صفحه از سوی «نشرالبرز» به بازار عرضه شده و از یک سایت اینترنتی به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir نیز برای ارتباط با مخاطبان خود بهره می برد.

روزنامه بانی فیلم

17 تیر 1393

معرفی کتاب «بدون تو غیرممکن بود» در ماهنامه دنیای زنان

«بدون تو غیرممکن بود»، رمانی جذاب و خواندنی

این روزها در بازار نشر، آثار مختلفی در قابل «رمان» برای مخاطبان عام عرضه می شود. آثاری که با روایت داستانی عاشقانه به دنبال جلب نظر رمان خوان های حرفه ای هستند. «بدون تو غیرممکن بود» یکی از آثار داستانی است که به تازگی به بازار نشر عرضه شده و به واسطه کیفیت متفاوت آن، در همین مدت کوتاه توانسته نظر مخاطبان خود را جلب کند.
این کتاب برخلاف آثاری از این دست که توسط نویسندگان زن نوشته می شوند، به قلم مردی نویسنده به رشته تحریر درآمده اما این نکته سبب نشده تا مخاطب در داستان با اثری بی احساس، یکسویه و کم کشش مواجه گردد بلکه در اغلب موارد، توصیف ها، دیالوگ نویسی ها و پرداختن به روابط زنانه شخصیت ها، یک سر و گردن از رمان های نویسندگان زن هم بالا تر است. «رضا استادی» سیزده سال قبل با رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» که این رمان تاکنون چهاربار تجدید چاپ شده است. کتاب جدید او نیز امسال در نمایشگاه کتاب عرضه شد. کتابی که با این شعار وارد بازار نشر شده است: در یک لحظه اتفاق می افته، یک عمر ادامه پیدا می کنه. بهش می گن عشق!
مواجهه دختری طماع و مردی خانواده دوست
این کتاب بیش از 50 شخصیت اصلی دارد. بخش عمده ای از کتاب بر اساس روابط و مناسبات میان دو شخصیت محوری داستان و دیگر شخصیت ها شکل می گیرد. شخصیت محوری مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام «یحیی حاذق» است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. مواجهه یحیی با این خواننده زن و دیگر شخصیت ها بخش مهمی از داستان را در برمی گیرد.
شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام «حریر ساعدی» است. او در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.
در مسیر تهران ـ دبی ـ کانادا با شخصیت های بدون تو غیرممکن بود
این کتاب داستانی مهیج و پُر افت و خیز را در تهران، دبی و تورنتوی کانادا روایت می کند. انبوهی از حوادث، اتفاق ها و ماجراهای گوناگون در پی هم می آید. این ویژگی در کنار نثر روان کتاب باعث می شود تا با وجود حجم بالا، مخاطب در مدت زمان کوتاهی کتاب را مطالعه کرده و آن را به پایان برساند. «بدون تو غیر ممکن بود» جزو آثار اصطلاحا «خوش خوان» است و به سادگی در هر مکان و موقعیتی قابل مطالعه بوده و نیاز به تمرکز زیاد ندارد. این کتاب برای تمامی مخاطبان داستان های فارسی جذاب و خواندنی است. از نظر مضمونی، این اثر هم برای جوانان در آستانه ازدواج و هم افرادی که در آستانه یک ارتباط عاطفی هستند بسیار مفید است. این کتاب همچنین دارای یک سایت اختصاصی به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir است که با هدف ارتباط نویسنده با مخاطبان ایجاد گردیده است.در صورت تمایل برای خرید کتاب می توانید با مرکز پخش کتاب با شماره های 88405182 ـ 88417446 و 26411009 تماس بگیرید.

ماهنامه دنیای زنان شماره 102 

خرداد و تیر 1393