اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

معرفی رمان «بدون توغیرممکن بود» در نشریه داخلی کانون بازنشستگان هما
انتشار رمان فرزند یکی از همکاران بازنشسته هما

«رضا استادی» فرزند آقای «وهب استادی» از همکاران بازنشسته خانواده بزرگ هواپیمایی هما در بخش کترینگ، اردیبهشت ماه امسال دومین کتاب خود را به بازار نشر عرضه کرد. این نویسنده جوان در اثر داستانی جدید خود را به پدر و مادرش تقدیم کرده است.
«رضا استادی» از فعالان مطبوعاتی است که از سال 1375 و در سن هفده سالگی فعالیت خود را آغاز کرده و تاکنون به عنوان روزنامه نگار و همچنین کارشناس و مجری تلویزیون و رادیو با رسانه های مختلفی همکاری داشته است. روزنامه جام جم، برنامه صبح بخیر ایران، شبکه مستند، سایت خبرآنلاین و... برخی رسانه هایی است که استادی در سال های اخیر در آنها فعال بوده است. وی همچنین مدیر روابط عمومی سریال های تاریخی همچون: مختارنامه، یوسف پیامبر، شوق پرواز، کلاه پهلوی و... بوده و در کنار تمامی این فعالیت ها وی سابقه نگارش رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» را هم در کارنامه کاری خود دارد. این کتاب در سال 1380 از سوی انتشارات معتبر «البرز» به بازار نشر عرضه شد. امسال نیز استادی رمان هزار و بیست صفحه ای خود را از سوی این انتشاراتی به نمایشگاه کتاب عرضه کرد که با استقبال مخاطبان در نمایشگاه کتاب مواجه شد؛ رمانی که به گفته استادی قصه آن در کشورهایی همچون: امارات متحده عربی، کانادا، کنیا و شهرهای مختلف ایران همچون: شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، مهران در استان ایلام،، مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان رخ می دهد.
یک میهماندار، شخصیت اصلی داستان است
این نویسنده در اینباره به خبرنگار ما گفت: «سفر کردن یکی از مهم ترین نیازهای هر نویسنده ای است و عضویت در خانواده بزرگ هما به واسطه پدرم، برای من این مزیت را داشته که بتوانم سفرهای داخلی و خارجی مختلفی را به تنهایی و یا به همراه خانواده بروم و در هر سفر اندوخته فراوانی را کسب کنم. اندوخته هایی در کنار یکدیگر می تواند فضایی جذاب را در یک داستان ایجاد کند و جذابیت این کتاب نیز قطعا مرهون سفرهایی است که به واسطه آن ها امکان شناخت فرهنگ ها و قومیت های مختلف برایم فراهم شد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کتاب را به پدرم تقدیم کنم».
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور یک شخصیت میهماندار در این کتاب گفت: «یکی از شخصیت های جذاب و مهم این داستان، دختری به نام حمیرا است که به شغل میهمانداری اشتغال دارد و به واسطه سفرهای مختلف به نقاط گوناگون جهان، با اتفاق ها و تجربه هایی جدید مواجه می گردد که به گفته مخاطبان کتاب، یکی از جذاب ترین شخصیت های این اثر داستانی است.
به گفته استادی، این کتاب دو جلدی «عاشقانه ای اجتماعی» است که برای ارتباط بهتر مخاطب عام، با زبانی ساده و نثری روان و به دور از پیچیدگی های تکنیکی نوشته شده تا مخاطبان عام بتوانند به راحتی از مطالعه آن لذت ببرند. داستان بدون تو... در فاصله  سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. کتاب دو شخصیت اصلی و محوری دارد. شخصیت مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ جدید او را بسازد.
شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه است که برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برود. مواجهه یحیی با این زن، ماجراهای مختلفی را در داستان رقم می زند.

در تصویری که مشاهده می کنید رضا استادی جوان در حال توضیح بخش های مختلف کتاب برای پدرش آقای وهب استادی است. در صورت تمایل به دریافت اطلاعات بیشتر درباره این کتاب می توانید به سایت اینترنتی این اثر به نشانی:
www.bedoonetogheyremomkenbood.ir مراجعه کنند.

مجله کانون بازنشستگان هما ـ شماره 39 

تابستان 1393

 

درباره رمان بدون تو غیرممکن بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعداد صفحات: 1020صفحه
نوبت های چاپ: چاپ اول: اردیبهشت 1393
تلفن های مرکز فروش و پخش: 88405182 ـ 88417446 ـ 66562825-66562831

 
«بدون تو غیر ممکن بود» داستانی جذاب و مهیج است که به شیوه ای ساده و قابل فهم نوشته شده است.
داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. این قصه از یک کافی شاپ در خیابان گاندی تهران آغاز و به هتل های دبی می رسد و سپس تا شهر تورنتوی کانادا ادامه می یابد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن رخ می دهد. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر مکان هایی است که قصه در آن روایت می شود. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد.
داستان از جایی آغاز می شود که دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده، در آستانه ازدواج با مردی متاهل و میانسال، ماموریت می یابد از طرف دختری جوان از پسری خواستگاری کند. این پسر در شرایطی قرار دارد که مادر و خواهرش نیز به دنبال یافتن همسری مناسب برای او و معرفی دخترانی مناسب به او هستند. پسر خود نیز به دختری علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. در چنین شرایطی آشنایی دختر مغرور با این پسر جوان باعث می شود هر دو آنها در تصمیم خود تجدید نظر کرده و تصمیمی عجیب و جوانانه برای ازدواج بگیرند. آنها معتقدند: «عشق چیزیه که در یک لحظه اتفاق می افته و یک عمر ادامه پیدا می کنه».
شخصیت دیگر این کتاب مردی 35 ساله به نام  یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنند. یحیی سال ها قبل به صورت غیر قانونی از ایران خارج شده و در زمانی که داستان روایت می شود، سال هاست به عنوان یک مستند ساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می کند.
یحیی برای ساخت ویدئو کلیپ جدید یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می رود. حضور او در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته اند؛
شرایطی را فراهم می آورد تا هم میزان وفاداری یحیی نسبت به کشوری که سال ها قبل آن را ترک کرده سنجیده شود و هم میزان پای بندی او به همسرش مشخص شود. همسری که سال هاست با مشکلات مختلف زندگی او دست و پنجه نرم کرده و با شرایط خاص زندگی او کنار آمده است.
نویسنده در بخش های مختلف کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی فرزندان این خانواده و دیگر افراد می پردازد. توجه به مسائل اجتماعی ویژگی مهم این داستان است. در این کتاب هم مانند اثر قبلی نویسنده ـ هیچ وقت نامزد نبودیم ـ برخی وقایع مهم و مرتبط با داستان مورد اشاره قرار گرفته است. مزاحمت تلفنی پیش از فراگیر شدن کالر آی دی ها، بازنمایی برخی مسائل نوستالوژیک دهه هشتاد همچون: وبلاگ نویسی، ترانه های خاطره انگیز مانند محسن چاوشی و محسن یگانه، وام ازدواج دکتر احمدی نژاد، زلزله بم، مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور و... تنها توصیف کوتاهی از این کتاب است.