اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

نگاهی به دومین رمان رضا استادی
«بدون تو غیرممکن بود» داستانی از جنس سینمای بدنه

قصه فیلم یا همان فیلمنامه جدی ترین مشکل سینمای ایران در طول سال های حیات خود بوده است. تجربه ثابت کرده فیلم هایی که حتی از نظر فنی یا به کارگیری بازیگران شاخص در وضعیت مطلوبی نبوده اند، به صرف بیان یک داستان روان و جذاب، مخاطبان فراوانی را به خود جلب کرده اند، اما با وجود روشن بودن این مسئله و تاکید فراوان دست اندرکاران سینما بر این مسئله، سرمایه گذاری اندکی در بخش از سینما دیده می شود و همچنان فلیمنامه پاشنه آشیل سینمای ایران است.
این روزها در عرصه ادبیات داستانی، رمانی منتشر شده که به نظر می رسد بیش از آنکه یک متن ادبی صِرف باشد، یک «فیلم نامه بلند سینمایی» است که به جای آنکه در قالب فیلم یا سریال ساخته شود، به صورت کتاب عرضه شده است. این کتاب نوشته رضا استادی روزنامه نگاری است که سال هاست در عرصه نوشتار سینمایی فعالیت می کند و تجربه هایی طولانی از مدیریت روابط عمومی و حضور در کنار پروژه های بزرگ را در کارنامه کاری خودش داشته است. با اینکه این نویسنده پیش از این در سال 1380 رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» را به بازار نشر عرضه کرد ـ این رمان تاکنون چهاربار تجدید چاپ شده است ـ اما نمی توان حضور وی در چند سریال پُرمخاطب همچون: مختارنامه، کلاه پهلوی، یوسف پیامبر و... را به عنوان تمرینی برای آشنایی نویسنده با شیوه های جذب حداکثری مخاطبان نادیده گرفت.
شخصیت محوری مردِ این رمان، فردی 35 ساله به نام یحیی حاذق است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. مواجهه یحیی با این خواننده زن و دیگر شخصیت ها بخش مهمی از داستان را در برمی گیرد. شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام حریر ساعدی است. او در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.  «بدون تو غیرممکن بود» یک درام اجتماعی ملموس است که خط قرمزهای مختلفی را دستمایه کار خود قرار داده است.  این رمان دوجلدی در 1020 صفحه از سوی «نشرالبرز» به بازار عرضه شده و از یک سایت اینترنتی به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir نیز برای ارتباط با مخاطبان خود بهره می برد.

روزنامه بانی فیلم

17 تیر 1393

 

درباره رمان بدون تو غیرممکن بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعداد صفحات: 1020صفحه
نوبت های چاپ: چاپ اول: اردیبهشت 1393
تلفن های مرکز فروش و پخش: 88405182 ـ 88417446 ـ 66562825-66562831

 
«بدون تو غیر ممکن بود» داستانی جذاب و مهیج است که به شیوه ای ساده و قابل فهم نوشته شده است.
داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. این قصه از یک کافی شاپ در خیابان گاندی تهران آغاز و به هتل های دبی می رسد و سپس تا شهر تورنتوی کانادا ادامه می یابد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن رخ می دهد. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر مکان هایی است که قصه در آن روایت می شود. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد.
داستان از جایی آغاز می شود که دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده، در آستانه ازدواج با مردی متاهل و میانسال، ماموریت می یابد از طرف دختری جوان از پسری خواستگاری کند. این پسر در شرایطی قرار دارد که مادر و خواهرش نیز به دنبال یافتن همسری مناسب برای او و معرفی دخترانی مناسب به او هستند. پسر خود نیز به دختری علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. در چنین شرایطی آشنایی دختر مغرور با این پسر جوان باعث می شود هر دو آنها در تصمیم خود تجدید نظر کرده و تصمیمی عجیب و جوانانه برای ازدواج بگیرند. آنها معتقدند: «عشق چیزیه که در یک لحظه اتفاق می افته و یک عمر ادامه پیدا می کنه».
شخصیت دیگر این کتاب مردی 35 ساله به نام  یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنند. یحیی سال ها قبل به صورت غیر قانونی از ایران خارج شده و در زمانی که داستان روایت می شود، سال هاست به عنوان یک مستند ساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می کند.
یحیی برای ساخت ویدئو کلیپ جدید یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می رود. حضور او در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته اند؛
شرایطی را فراهم می آورد تا هم میزان وفاداری یحیی نسبت به کشوری که سال ها قبل آن را ترک کرده سنجیده شود و هم میزان پای بندی او به همسرش مشخص شود. همسری که سال هاست با مشکلات مختلف زندگی او دست و پنجه نرم کرده و با شرایط خاص زندگی او کنار آمده است.
نویسنده در بخش های مختلف کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی فرزندان این خانواده و دیگر افراد می پردازد. توجه به مسائل اجتماعی ویژگی مهم این داستان است. در این کتاب هم مانند اثر قبلی نویسنده ـ هیچ وقت نامزد نبودیم ـ برخی وقایع مهم و مرتبط با داستان مورد اشاره قرار گرفته است. مزاحمت تلفنی پیش از فراگیر شدن کالر آی دی ها، بازنمایی برخی مسائل نوستالوژیک دهه هشتاد همچون: وبلاگ نویسی، ترانه های خاطره انگیز مانند محسن چاوشی و محسن یگانه، وام ازدواج دکتر احمدی نژاد، زلزله بم، مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور و... تنها توصیف کوتاهی از این کتاب است.