اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

معرفی کتاب «بدون تو غیرممکن بود» در ماهنامه دنیای زنان

«بدون تو غیرممکن بود»، رمانی جذاب و خواندنی

این روزها در بازار نشر، آثار مختلفی در قابل «رمان» برای مخاطبان عام عرضه می شود. آثاری که با روایت داستانی عاشقانه به دنبال جلب نظر رمان خوان های حرفه ای هستند. «بدون تو غیرممکن بود» یکی از آثار داستانی است که به تازگی به بازار نشر عرضه شده و به واسطه کیفیت متفاوت آن، در همین مدت کوتاه توانسته نظر مخاطبان خود را جلب کند.
این کتاب برخلاف آثاری از این دست که توسط نویسندگان زن نوشته می شوند، به قلم مردی نویسنده به رشته تحریر درآمده اما این نکته سبب نشده تا مخاطب در داستان با اثری بی احساس، یکسویه و کم کشش مواجه گردد بلکه در اغلب موارد، توصیف ها، دیالوگ نویسی ها و پرداختن به روابط زنانه شخصیت ها، یک سر و گردن از رمان های نویسندگان زن هم بالا تر است. «رضا استادی» سیزده سال قبل با رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» که این رمان تاکنون چهاربار تجدید چاپ شده است. کتاب جدید او نیز امسال در نمایشگاه کتاب عرضه شد. کتابی که با این شعار وارد بازار نشر شده است: در یک لحظه اتفاق می افته، یک عمر ادامه پیدا می کنه. بهش می گن عشق!
مواجهه دختری طماع و مردی خانواده دوست
این کتاب بیش از 50 شخصیت اصلی دارد. بخش عمده ای از کتاب بر اساس روابط و مناسبات میان دو شخصیت محوری داستان و دیگر شخصیت ها شکل می گیرد. شخصیت محوری مردِ داستان، فردی 35 ساله به نام «یحیی حاذق» است که همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کند. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. مواجهه یحیی با این خواننده زن و دیگر شخصیت ها بخش مهمی از داستان را در برمی گیرد.
شخصیت زن کتاب نیز دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام «حریر ساعدی» است. او در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.
در مسیر تهران ـ دبی ـ کانادا با شخصیت های بدون تو غیرممکن بود
این کتاب داستانی مهیج و پُر افت و خیز را در تهران، دبی و تورنتوی کانادا روایت می کند. انبوهی از حوادث، اتفاق ها و ماجراهای گوناگون در پی هم می آید. این ویژگی در کنار نثر روان کتاب باعث می شود تا با وجود حجم بالا، مخاطب در مدت زمان کوتاهی کتاب را مطالعه کرده و آن را به پایان برساند. «بدون تو غیر ممکن بود» جزو آثار اصطلاحا «خوش خوان» است و به سادگی در هر مکان و موقعیتی قابل مطالعه بوده و نیاز به تمرکز زیاد ندارد. این کتاب برای تمامی مخاطبان داستان های فارسی جذاب و خواندنی است. از نظر مضمونی، این اثر هم برای جوانان در آستانه ازدواج و هم افرادی که در آستانه یک ارتباط عاطفی هستند بسیار مفید است. این کتاب همچنین دارای یک سایت اختصاصی به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir است که با هدف ارتباط نویسنده با مخاطبان ایجاد گردیده است.در صورت تمایل برای خرید کتاب می توانید با مرکز پخش کتاب با شماره های 88405182 ـ 88417446 و 26411009 تماس بگیرید.

ماهنامه دنیای زنان شماره 102 

خرداد و تیر 1393

 

درباره رمان بدون تو غیرممکن بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعداد صفحات: 1020صفحه
نوبت های چاپ: چاپ اول: اردیبهشت 1393
تلفن های مرکز فروش و پخش: 88405182 ـ 88417446 ـ 66562825-66562831

 
«بدون تو غیر ممکن بود» داستانی جذاب و مهیج است که به شیوه ای ساده و قابل فهم نوشته شده است.
داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. این قصه از یک کافی شاپ در خیابان گاندی تهران آغاز و به هتل های دبی می رسد و سپس تا شهر تورنتوی کانادا ادامه می یابد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن رخ می دهد. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر مکان هایی است که قصه در آن روایت می شود. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد.
داستان از جایی آغاز می شود که دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده، در آستانه ازدواج با مردی متاهل و میانسال، ماموریت می یابد از طرف دختری جوان از پسری خواستگاری کند. این پسر در شرایطی قرار دارد که مادر و خواهرش نیز به دنبال یافتن همسری مناسب برای او و معرفی دخترانی مناسب به او هستند. پسر خود نیز به دختری علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. در چنین شرایطی آشنایی دختر مغرور با این پسر جوان باعث می شود هر دو آنها در تصمیم خود تجدید نظر کرده و تصمیمی عجیب و جوانانه برای ازدواج بگیرند. آنها معتقدند: «عشق چیزیه که در یک لحظه اتفاق می افته و یک عمر ادامه پیدا می کنه».
شخصیت دیگر این کتاب مردی 35 ساله به نام  یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنند. یحیی سال ها قبل به صورت غیر قانونی از ایران خارج شده و در زمانی که داستان روایت می شود، سال هاست به عنوان یک مستند ساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می کند.
یحیی برای ساخت ویدئو کلیپ جدید یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می رود. حضور او در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته اند؛
شرایطی را فراهم می آورد تا هم میزان وفاداری یحیی نسبت به کشوری که سال ها قبل آن را ترک کرده سنجیده شود و هم میزان پای بندی او به همسرش مشخص شود. همسری که سال هاست با مشکلات مختلف زندگی او دست و پنجه نرم کرده و با شرایط خاص زندگی او کنار آمده است.
نویسنده در بخش های مختلف کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی فرزندان این خانواده و دیگر افراد می پردازد. توجه به مسائل اجتماعی ویژگی مهم این داستان است. در این کتاب هم مانند اثر قبلی نویسنده ـ هیچ وقت نامزد نبودیم ـ برخی وقایع مهم و مرتبط با داستان مورد اشاره قرار گرفته است. مزاحمت تلفنی پیش از فراگیر شدن کالر آی دی ها، بازنمایی برخی مسائل نوستالوژیک دهه هشتاد همچون: وبلاگ نویسی، ترانه های خاطره انگیز مانند محسن چاوشی و محسن یگانه، وام ازدواج دکتر احمدی نژاد، زلزله بم، مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور و... تنها توصیف کوتاهی از این کتاب است.