اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

«بدون تو غیرممکن بود» رمانی که برای اقتباس سینمایی نوشته شده است!

سینماگران ایرانی جز در موارد معدود هیچگاه روی خوشی به اقتباس ادبی نشان نداده اند. بیگانه، شب های روشن، ساحره،مربای شیرین و تعدادی از آثار داریوش مهرجویی و بهروز افخمی از معدود آثار اقتباسی سینمای ایران است که مورد اقبال مخاطبان نیز واقع شده است اما فیلم سازان ایرانی کمتر ترجیح می دهند به سراغ اقتباس ادبی بروند و بیشتر تمایل دارند به همان ترتیب که آثار خود را کارگردانی می کنند، فیلم نامه را هم خودشان بنویسند و اگر فرصت و امکانی پیش آمد، علاوه بر تدوین و طراحی صحنه در فیلم های خود هم ایفای نقش کنند!
رمان «بدون تو غیرممکن بود» که این روزها از سوی «نشر البرز» به بازار عرضه شده، اثری است که به شدت رنگ و بوی اقتباس می دهد و یک فیلم نامه نویس باهوش می تواند آن را تبدیل به فیلم نامه ای جذاب و پُرمخاطب کند.
این رمان برای مخاطب عام نوشته شده و نویسنده ابایی از این مساله نداشته که در مصاحبه های خود تاکنون بر این مساله تاکید و اهمیت مخاطب عام را برای ادبیات ایران گوشزد کند. «رضا استادی» که در زمینه روزنامه نگاری چهره ای شناخته شده است و به تازگی از «نخستین جشن رسانه ها در حوزه سینما» جایزه اول رشته یادداشت سینمایی را دریافت کرده، در این کتاب که دومین تجربه رمان نویسی او محسوب می شود، داستانی عجیب و خاص را روایت می کند که به شدت رنگ و بویی سینمایی دارد. شخصیت اصلی این کتاب جوانی به نام «یحیی حاذق» است که به شغل تدوین گری اشتغال دارد. تدوینگران در سینما افراد مهم و موثری هستند که برخی از آنها همچون: «آرش معیریان» مسیر کارگردانی را هم در پیش گرفته اند.
داستان از جایی آغاز می شود که «یحیی حاذق» همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا ساکن است و زندگی خوب و خوشی دارد. او سال ها قبل به طور غیرقانونی از ایران خارج شده و حالا چهره ای موفق و شناخته شده درحرفه خود است. یحیی به دعوت یک خواننده مشهورِ عرب، به دبی می رود تا کلیپ تصویری جدید او را کارگردانی کند. مواجهه یحیی با این خواننده زن و دیگر شخصیت ها بخش مهمی از داستان را در برمی گیرد.
این کتاب شخصیت دیگری نیز دارد: دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه به نام «حریر ساعدی» که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده و چند سال قبل در دبی در یک دفتر خدماتی صدور ویزا و بلیت کار کرده است. حریر برای جبران عٌقده های فروخورده زندگی اش قصد دارد با مردی میانسال و متاهل ازدواج و برای اقامت و ادامه زندگی به دبی برگردد. درگیری حریر با اعضای خانواده اش و همچنین مواجهه با یحیی نیز شکل دهنده بخش دیگری از ماجراهای این کتاب است.
این اثر بیش از 50 شخصیت اصلی دارد که در مقاطع مختلف در این داستان نقش آفرینی می کنند. بخش عمده ای از کتاب بر اساس روابط و مناسبات میان دو شخصیت محوری داستان و دیگر شخصیت ها شکل می گیرد.
بد نیست بدانید «بدون تو غیرممکن بود» رمانی دوجلدی  و «عاشقانه ای اجتماعی» است که در 1020 صفحه از سوی «نشر البرز» منتشر شده است. مقطع تاریخی وقوع حوادث و ماجراهای داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 است و بسیاری از اتفاق های تاریخی این دوره در داستان مورد توجه قرار گرفته است. اگر علاقمند به مطالعه اثری جذاب و خوش خوان هستید، مطالعه این کتاب را از دست ندهید. اگر هم برای خرید این اثر تردید دارید، سری به صفحه اختصاصی این رمان در فضای مجازی و یا سایت اختصاصی آن به نشانی: www.bedoonetogheyremomkenbood.ir بزنید تا مطالب و نوشته های مخلتف درخصوص این کتاب را در آن مطالعه کنید.

دوهفته نامه سینماجهان

19 خرداد 1393

 

درباره رمان بدون تو غیرممکن بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعداد صفحات: 1020صفحه
نوبت های چاپ: چاپ اول: اردیبهشت 1393
تلفن های مرکز فروش و پخش: 88405182 ـ 88417446 ـ 66562825-66562831

 
«بدون تو غیر ممکن بود» داستانی جذاب و مهیج است که به شیوه ای ساده و قابل فهم نوشته شده است.
داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. این قصه از یک کافی شاپ در خیابان گاندی تهران آغاز و به هتل های دبی می رسد و سپس تا شهر تورنتوی کانادا ادامه می یابد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن رخ می دهد. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر مکان هایی است که قصه در آن روایت می شود. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد.
داستان از جایی آغاز می شود که دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده، در آستانه ازدواج با مردی متاهل و میانسال، ماموریت می یابد از طرف دختری جوان از پسری خواستگاری کند. این پسر در شرایطی قرار دارد که مادر و خواهرش نیز به دنبال یافتن همسری مناسب برای او و معرفی دخترانی مناسب به او هستند. پسر خود نیز به دختری علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. در چنین شرایطی آشنایی دختر مغرور با این پسر جوان باعث می شود هر دو آنها در تصمیم خود تجدید نظر کرده و تصمیمی عجیب و جوانانه برای ازدواج بگیرند. آنها معتقدند: «عشق چیزیه که در یک لحظه اتفاق می افته و یک عمر ادامه پیدا می کنه».
شخصیت دیگر این کتاب مردی 35 ساله به نام  یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنند. یحیی سال ها قبل به صورت غیر قانونی از ایران خارج شده و در زمانی که داستان روایت می شود، سال هاست به عنوان یک مستند ساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می کند.
یحیی برای ساخت ویدئو کلیپ جدید یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می رود. حضور او در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته اند؛
شرایطی را فراهم می آورد تا هم میزان وفاداری یحیی نسبت به کشوری که سال ها قبل آن را ترک کرده سنجیده شود و هم میزان پای بندی او به همسرش مشخص شود. همسری که سال هاست با مشکلات مختلف زندگی او دست و پنجه نرم کرده و با شرایط خاص زندگی او کنار آمده است.
نویسنده در بخش های مختلف کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی فرزندان این خانواده و دیگر افراد می پردازد. توجه به مسائل اجتماعی ویژگی مهم این داستان است. در این کتاب هم مانند اثر قبلی نویسنده ـ هیچ وقت نامزد نبودیم ـ برخی وقایع مهم و مرتبط با داستان مورد اشاره قرار گرفته است. مزاحمت تلفنی پیش از فراگیر شدن کالر آی دی ها، بازنمایی برخی مسائل نوستالوژیک دهه هشتاد همچون: وبلاگ نویسی، ترانه های خاطره انگیز مانند محسن چاوشی و محسن یگانه، وام ازدواج دکتر احمدی نژاد، زلزله بم، مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور و... تنها توصیف کوتاهی از این کتاب است.