اینکه اشخاص زیادی از تو عصبانی هستند و نمی توانند با تو مدارا کنند، نشان دهنده آن است که تو به چیزی مهم دست یافته ای (اُشو) - - - - - روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او می شود بخندد و لذت ببرد، روزی است که او به موفقیت دست یافته. جزیی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است (اُشو) - - - - -

 

درباره رمان بدون تو غیرممکن بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعداد صفحات: 1020صفحه
نوبت های چاپ: چاپ اول: اردیبهشت 1393
تلفن های مرکز فروش و پخش: 88405182 ـ 88417446 ـ 66562825-66562831

 
«بدون تو غیر ممکن بود» داستانی جذاب و مهیج است که به شیوه ای ساده و قابل فهم نوشته شده است.
داستان در فاصله سال های 1382 تا 1390 رخ می دهد. این قصه از یک کافی شاپ در خیابان گاندی تهران آغاز و به هتل های دبی می رسد و سپس تا شهر تورنتوی کانادا ادامه می یابد. شیراز، ورامین، آبادان، جزیره کیش، شهر مهران در استان ایلام،شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی و بانه در استان کردستان مکان هایی است که داستان در آن رخ می دهد. شهر «نایروبی» در کشور افریقایی کنیا، مکه و مدینه و شهر تورنتوی کانادا هم دیگر مکان هایی است که قصه در آن روایت می شود. بخش مهمی از داستان هم در شهر «دبی» و محله های مختلف آن رخ می دهد.
داستان از جایی آغاز می شود که دختری زیبا، مغرور و زیاده خواه که در خانواده ای نابهنجار رشد کرده، در آستانه ازدواج با مردی متاهل و میانسال، ماموریت می یابد از طرف دختری جوان از پسری خواستگاری کند. این پسر در شرایطی قرار دارد که مادر و خواهرش نیز به دنبال یافتن همسری مناسب برای او و معرفی دخترانی مناسب به او هستند. پسر خود نیز به دختری علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد. در چنین شرایطی آشنایی دختر مغرور با این پسر جوان باعث می شود هر دو آنها در تصمیم خود تجدید نظر کرده و تصمیمی عجیب و جوانانه برای ازدواج بگیرند. آنها معتقدند: «عشق چیزیه که در یک لحظه اتفاق می افته و یک عمر ادامه پیدا می کنه».
شخصیت دیگر این کتاب مردی 35 ساله به نام  یحیی حاذق است. او به همراه همسر و فرزندانش در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنند. یحیی سال ها قبل به صورت غیر قانونی از ایران خارج شده و در زمانی که داستان روایت می شود، سال هاست به عنوان یک مستند ساز و سازنده کلیپ برای خوانندگان مطرح موسیقی دنیا فعالیت می کند.
یحیی برای ساخت ویدئو کلیپ جدید یک خواننده زن مشهور عرب به دبی می رود. حضور او در دبی و قرار گرفتن در کنار این خواننده و مواجهه با برخی از افرادی که در زندگی پُرماجرای گذشته وی نقش داشته اند؛
شرایطی را فراهم می آورد تا هم میزان وفاداری یحیی نسبت به کشوری که سال ها قبل آن را ترک کرده سنجیده شود و هم میزان پای بندی او به همسرش مشخص شود. همسری که سال هاست با مشکلات مختلف زندگی او دست و پنجه نرم کرده و با شرایط خاص زندگی او کنار آمده است.
نویسنده در بخش های مختلف کتاب به ترسیم یک خانواده نابهنجار و تاثیر آن بر زندگی فرزندان این خانواده و دیگر افراد می پردازد. توجه به مسائل اجتماعی ویژگی مهم این داستان است. در این کتاب هم مانند اثر قبلی نویسنده ـ هیچ وقت نامزد نبودیم ـ برخی وقایع مهم و مرتبط با داستان مورد اشاره قرار گرفته است. مزاحمت تلفنی پیش از فراگیر شدن کالر آی دی ها، بازنمایی برخی مسائل نوستالوژیک دهه هشتاد همچون: وبلاگ نویسی، ترانه های خاطره انگیز مانند محسن چاوشی و محسن یگانه، وام ازدواج دکتر احمدی نژاد، زلزله بم، مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور و... تنها توصیف کوتاهی از این کتاب است.